پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٧ - امانتدارى هميشه نيكوست
خواهم كرد. اگر بنا بود براى اين حكمِ ارزشى استثنايى وجود داشته باشد، بايد اين مورد استثنا مىشد؛ ولى امام مىفرمايد اين هم مستثنا نيست و در اينجا نيز بايد به دقت اداى امانت كرد.
واضح است كه اگر انسان از اول امانت را نپذيرد و يا شىء مورد امانت چيزى باشد كه نبايد آن را بپذيرد، آن مسأله ديگرى است كه بايد در جاى خودش بحث شود. ولى وقتى امانت پذيرفته شد ديگر ادا و حفظ آن واجب است و ترديدى در آن نيست كه بايد وفادار بود و در امانت خيانت نكرد.
امانتدارى هميشه نيكوست
معمولا وقتى صحبت از امانت و امانتدارى مىشود، فوراً امانت در مال به ذهن سبقت مىگيرد؛ در حالى كه دايره امانت وسيعتر از امانتهاى مالى است تا جايى كه يك راز شنيدارى يا ديدارى را هم شامل مىگردد؛ مثلا اگر كسى سرّ زندگى خود را به شما مىگويد و شما هم قول مىدهيد كه اين راز را نگهداريد، بايد در حفظ اين سخن نيز امانتدارى كنيد. از اين روى در هيچ شرايطى حق نداريد اين راز را افشا نماييد؛ چون تعهد كرده و قول دادهايد كه افشا نكنيد. البته اگر از اول مخفى داشتن آن را قبول نمىكرديد، مسأله ديگرى بود. اگر كسى به شما گفت: مىخواهم سرّى را به تو بگويم كه تا زندهام حق ندارى به كسى بگويى و شما هم قول داديد كه اين كار را مىكنم، نبايد آن را به كسى بگوييد؛ چرا كه اين كار يك قِسم خيانت در امانت محسوب مىشود و آن راز نزد شما يك امانت مىباشد و بايد آن را حفظ كنيد.
بنابراين برخى اعمال، مانند امانتدارى، از ارزش اخلاق ثابتى برخوردار هستند و هرگز از اين ارزش جدا نمىشوند و هيچ عاملى نمىتواند آنها را از جايگاه ارزشى خاص خود جدا كند؛ ولى بعضى اعمال ورفتارها به تناسب شرايط از جايگاه خود عدول مىكنند؛ مانند اين كه گاهى يك كار بد و ناشايست به دليل اتصاف به عناوين مختلف، مثل عنوان «مقابله به مثل» جايز مىشود: وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبوُا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ ...[١]. به مقتضاى اصل «مقابله به مثل» كه يكى از اصول مورد عنايت قرآن كريم و روايات است، گاه برخى اعمال ناپسند، جايز مىشود؛
[١] نحل (١٦)، ١٢٦.