پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٨ - كجا گذشت و كجا انتقام؟
ديگران هم با مشاهده اين عكسالعمل عبرت بگيرند و به خود اجازه تعدى به حقوق ديگران را ندهند.
در مواردى نيز مقابله به مثل و انتقام، نهتنها فرد را اصلاح نمىكند بلكه موجب آن مىشود كه بر رفتار بد و زشت خود اصرار ورزد و به كميت و كيفيت آن بيفزايد؛ خشونتش افزوده، بدبينى وى مضاعف و دشمنى او دوچندان مىگردد و لذا چشمپوشىكردن بهتر است؛ چه به هرحال او اصلاح نمىشود، پس بهتر آن است كه ما بر بار خصومت او نيفزاييم. نتيجه آنكه در برخى موارد انسان بايد حق خود را بازستاند تا جلوى مفسدهاى را بگيرد و مانع رشد و توسعه فساد گردد. چه بسا استيفاى حق موجب تأديب او مىگردد و روش صحيح رفتار با ديگران را به او مىآموزد.
همچنين در برخى موارد اگر آدمى عفو كند، موجب اصلاح طرف مقابل خواهد شد؛ به اين ترتيب كه او از زشتى رفتار خويش آگاه و شرمنده مىشود. اگر در مقابل كار بدى كه او مرتكب شده است، شما خوبى كنيد باعث تنبّه وى مىگردد.
در قرآن كريم بر هر دو شيوه تأكيد شده است. گاه در برخى موارد مىفرمايد در مقابل رفتارهاى بد ديگران شما به بهترين شكل پاسخ دهيد: إِدْفَعْ بِالَّتِى هِىَ اَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَاَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيم؛[١] اگر كسى كار بدى انجام داد، شما آن كار بد را با عمل خوب پاسخ دهيد تا در اثر همين كار خوب شما، عداوت و خصومت طرف مقابل فروكش كند و از بين برود و چه بسا چنين رفتارى او را به يك دوست صميمى تبديل نمايد. گاهى اگر از بدى و ظلمى كه در حق شما شده است چشم بپوشيد يا حتى با خيرخواهى، عذر و بهانهاى براى طرف بتراشيد، در اصلاح فرد و جامعه بسيار مؤثرتر است؛ مثلا در مقام بهانهتراشى و عذرآورى اينچنين وانمود كنيد كه: من مىدانم شما در اثر شرايط خاصى مجبور به انجام اين عمل شدهايد والاّ خودتان راضى نبوده و نيستيد، يا اگر اظهار كرد كه من كار بدى كردم، شما مىگوييد: مسألهاى نيست، اتفاق مهمى نيفتاده است. من مىدانم كه شما در شرايط خاصى قرار گرفته بوديد و مجبور به انجام آن شديد و اين عمل يك پيشامد است وگرنه از آدمى مانند
[١] فصلت (٤١)، ٣٤.