پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - معيار معاشرت پسنديده
به هم ضميمه شده و يا به هم چسبيدهاند و موجودى به نام انسان را با شئون مختلف به وجود آوردهاند، در حالى كه اين شئون (خوراك، پوشاك، همسرگرفتن، بچهدارشدن، درسخواندن، كسبكردن و...) هيچ ربطى به هم ندارند. به هرحال اينها امور مختلفى هستند كه آدمى بايد در هر كدام از اين شئون، حد اعتدال را رعايت كند. هدف اصلى، رعايت اعتدال در ارضاى تمام اين شئون است.
طبق بينش ديگر انسان موجودى است كه براى رسيدن به يك نقطه مشخص آفريده شده است و همه آنچه گفته شد، ابزارى است براى اين كه آدمى از آنها استفاده كند و به آن هدف واحد برسد. اينگونه نيست كه چند هدف را از چند مسير در نظر داشته باشد و دنبال كند.
براى تصور بهتر اين دو بينش، يك دسته سيم را كه در يك كابل گنجانده شدهاند، در نظر آوريد. در اين كابل هر يك از سيمها از يك جا شروع و به يك جا ختم مىشوند و ارتباطى با هم ندارند و فقط قرين يكديگر هستند و در محفظهاى گنجانده شدهاند. از آنجا كه اين رشته سيمها ربطى به هم ندارند، يكى چراغ را و آن يكى پنكه را روشن مىكند، يكى براى اتو و آن يكى براى روشن نمودن تلويزيون است. كسى كه به اين كابل نگاه مىكند فكر مىكند يك چيز است، ولى در داخلش چيزهاى متعدد و مختلفى است؛ چراكه اهداف مختلفى دارند و هر يك از جايى نشأت مىگيرد و به جايى ختم مىشود. حال بايد مشخص نمود كه آيا انسان هم يك چنين موجودى است كه در قالب بدن يا روحش رشتههاى مختلفى گنجانده شده است كه هر كدام از يك جا شروع و به يك جاى خاص ختم مىشوند و هرگز به هم ارتباط و اتصال پيدا نمىكنند يا همه اينها، اگر چه ابزارهاى مختلفى هستند، جملگى ما را به يك نقطه و يك هدف مشخص سوق مىدهند؟ آيا اين كانالهاى مختلف، همگى به يك دريا مىريزند يا اين كه هر كدام از يك جا شروع و به دريايى جدا ختم مىشوند؟ آيا روح انسان موجود واحدى است كه از اين مجارى مختلف، تغذيه و از اين ابزارهاى متنوع بهره مىگيرد تا سير خودش را به سمت يك مقصد نهايى و به سوى يك كمال اعلا ادامه بدهد ـ هدف يكى است و بس و انسان هم يك موجود است و بس ـ يا اين كه روح انسان، مجموعهاى است از ابعاد مستقل جداگانه كه براى هر بعدى، هدفى خاص تعيين شده است؟