پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦ - تعادل روحى در تحول روزگار
است: گاهى علاقه به عبادت و تقوا در انسان موج مىزند و گاه نيز ضعيف مىشود؛ گاهى ميل به معاشرت دارد و زمانى ندارد. اصولا در شرايط و سنين مختلف، علايق و روحيات انسان تغيير مىيابد. سلايق و گرايشهاى او در نوجوانى بهگونهاى است، و در پيرى و ميانسالى نيز حالات ديگرى ظهور و بروز مىكند. به هرحال حالات مختلف براى هر فردى پيش مىآيد و حتى با شرايط زندگى گوناگون مىشود. زمانى انسان سالم است و وقت ديگر مريض؛ يك زمان فقير است و زمانى ديگر غنى.
همين طور حالات اشخاصى كه با آنها سر و كار داريم متغير است. آنها هم يك روز شادند و يك روز غمگين، يك روز گرفتارند و روز ديگر در سلامت، و اين حالات طبعاً در رفتار آنها نيز اثر مىگذارد: اِنَّ الدَّهْرَ ذُو صُرُوف... . روزگار، هم براى ما و هم براى ديگران در تغيير و تحول است و در اين ميان آدمى نبايد در قضاوت و منش زندگىاش تابع اين حالات متغير باشد؛ بلكه بايد از يك سرى صفات ثابت رفتارى و ثبات نسبى برخوردار باشد.
بنابراين به دليل «ذو صروف» بودن روزگار، انسان نبايد براى شناختن افراد، تنها به يك رفتار و يك برخورد اكتفا كند؛ بلكه بايد گذشته آنها را بررسى كند و در شرايط مختلف، آنها را محك بزند تا بتواند قضاوت كند. بايد تمام مدتى را كه با يك فرد دوستى و معاشرت داشته است در نظر آورد. مبادا به سبب برنياوردن خواسته شما، درباره او قضاوت نابهجا كنيد؛ كه شايد از انجام توقع شما معذور بوده است. قضاوتهاى ما نبايد سطحىنگرانه و تابع شرايط باشد؛ بلكه بايد سعى كنيم در رفتارمان ثباتى نسبى داشته باشيم. اگر مشاهده كرديم كه فلان شخص كار بدى انجام داد، تا مىتوانيم در توبيخ و ملامت وى تلاش نكنيم؛ بلكه مدارا كنيم و اندكى صبر پيشه سازيم: فَلاَتَكُنْ مِمَّنْ يَشْتَدُّ لاَئِمَتُهُ وَ يَقِلُّ عِنْدَ النَّاسِ عُذْرُه؛ از جمله افرادى كه ملامتشان سخت، و عذرشان نزد مردم اندك است مباش.
چه بسا ما گمان مىكرديم كه او كار بدى انجام داده است؛ ولى در واقع سوء تفاهم رخ داده باشد. حتى به فرض اين كه كار بدى انجام گرفته باشد نبايد به دليل اين يك كار، همه فحشها و ناسزاها را نثار وى كنيم. بايد وقار و تحمل داشته باشيم و بررسى كنيم، چه بسا بايد اغماض نموده، چشمپوشى نماييم. مبادا به سبب يك عمل، بىدرنگ رفتار خود را تغيير دهيم. حالات