پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - الف) صميميت
دوستى برگزينيد. بىترديد هر كسى در زندگى دوست و دشمن دارد. اما شخص مؤمن كه تنها ملاك رفاقتش رضايت الهى است، هرگز به كسانى كه دشمن خدا و دين خدا هستند مهر نمىورزد و همچنين با دوستانِ دشمنان خدا و دوستان دشمنان اهل ايمان، دوستى برقرار نمىكند، بلكه در واقع با چنين افرادى سر ناسازگارى دارد. اما افرادى كه در اين حد ايدهآل از ايمان نيستند، دشمنان ديگرى نيز مىتوان براى آنها در نظر گرفت؛ چراكه تمام دوستىها و دشمنىهاى آنها بر مبناى ايمان به خداوند نيست و افراد مؤمن و نمازخوان هم گاهى دوستىها و دشمنىهايى با يكديگر دارند و بر سر متاع دنيا با هم اختلاف پيدا مىكنند. لذا آنچه در اين مورد اهميت پيدا مىكند چگونگى رفع اين كدورتها و آداب حفظ دوست و دوستىهاست.
اگر شما دوستى داريد و اين دوست شما دشمنى دارد، براى حفظ دوستى و رفاقت خود نبايد با دشمنان وى طرح دوستى بريزيد، تا دوستى شما پايدار و مستمر بماند. شما نمىتوانيد در همان حالى كه اين رفاقت را حفظ مىكنيد، رفاقت با دشمن دوست خود را هم بهگونهاى در دل داشته باشيد؛ چون وقتى او مشاهده مىكند كه شما با دشمنش روابط دوستانه برقرار كردهايد، ديگر با شما آن صميميت قبلى و قلبى را نخواهد داشت.
بنابراين اگر مايل هستيد رفاقت شما پايدار بماند، نبايد با دشمن دوست خود رفاقت كنيد: لاَتَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِيقِكَ صَدِيقاً فَتُعَادِى صَدِيقَك؛ دشمن دوست خود را دوست مگير؛ چه لازمه اين عمل آن است كه با دوست خود دشمنى كنى. اگر انسان با دشمن كسى رفاقت كند، معنايش اين است كه با خود او دشمنى كرده است. به زبانى ديگر اين كلام حضرت(عليه السلام) به اين نكته اشاره دارد كه جمع بين دوست و دشمنِ دوست رفاقت خالصانه و واقعى را ناممكن مىسازد. اگر شما مىخواهيد با اين شخص دوست باشيد، بايد دشمنش را رها سازيد و با دشمن او دوستى نداشته باشيد. البته توجه داريم كه اين سخن مستلزم آن نيست كه با دشمن دوست خود، دشمنى كنيد. مقصود اين است كه با وى دوستى و روابط صميمانه برقرار نكنيد كه اين عمل موجب مىگردد آن دوستى نخستين به خطر افتد.
ممكن است كسى در روابط اجتماعى خود، رفتار دوگانهاى داشته باشد؛ يعنى با هر كسى ادعاى دوستى كند؛ اما محبت او را در دل نداشته باشد و به مقتضاى رفاقت خود رفتار نكند.