پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٦ - مفهوم نهى از حالات روحى
وضعيت همين طور است؛ يعنى يك دسته عواملى دست به دست هم مىدهند و موجب پيدايش ظن مىشوند. وقتى آن عوامل و مبادى وجود داشته باشد، به طور خود به خود اين حالت نفسانى براى انسان پيدا مىشود و هرگز در اختيار انسان نيست تا به او بگويند حسن ظن داشته باشد يا نداشته باشد. وقتى زمينه، اسباب و وسايل ظن فراهم شد، ظن پيدا مىشود؛ چه ظن خوب و چه ظن بد، تفاوتى ندارد. حال چه طور به ما دستور مىدهند كه حسن ظن داشته باشيم و يا ما را از داشتن سوء ظن نهى مىكنند؛ در حالى كه هيچ كدام از حسن ظن و سوء ظن در اختيار ما نيستند و تكليف به آنچه خارج از قدرت و اختيار است، بىمورد است!!؟
پاسخهاى متعدد و مختلفى به اين مسأله داده شده است؛ از آن جمله مىتوان در جواب گفت: درست است كه وقتى زمينه روحيهها و احتمالاتى همچون ظن، شك و وهم فراهم مىشود اين حالات خود به خود پديدار مىشوند و ديگر آدمى اختيارى از خود ندارد، اما انسان در تحصيل مقدمات آنها با اختيار خود اقدام مىكند و مىتواند در آنها تصرف كند. به عبارت ديگر چون مقدمات اين حالات و احتمالات در اختيار خود انسان است، به اعتبار اين مقدمات، مىتوان گفت اين حالات اختيارى است و به همين اعتبار مىتوانند مورد تكليف قرار بگيرند؛ مثلا از جمله مقدمات مؤثر، تلقين به نفس است. در بسيارى از موارد ابتدا يك احتمال ذهنى براى فرد پيش مىآيد و ذهن او را مشغول مىسازد كه البته احتمال بسيار ضعيفى است اما وى آن چنان اين احتمال را در ذهنش مىپروراند و به خودش تلقين كرده، تقويتش مىكند كه كم كم به صورت ظن و گاهى هم به صورت جزم براى او نمودار مىگردد. گاهى اوقات نيز يك احتمال قوى براى فرد پيدا مىشود، ولى بعد خود وى در ذهنش آن را مورد تشكيك قرار مىدهد و آن را از استحكام و قوت ساقط مىسازد؛ مثلا پيوسته با خود مىگويد از كجا معلوم كه اينگونه باشد؟ شايد به اين شكل نبوده و من اشتباه كردهام و... . به اين ترتيب آن حالت قوى نفسانى را سست كرده و به اين شكل از بين مىبرد. پس با اين كه پيدايش ظن و شك صد در صد در اختيار انسان نيست، اما از راه مقدماتش در اختيار آدمى قرار مىگيرد و انسان مىتواند اختيار و اراده خود را در آن اعمال نمايد و از همين طريق مىتواند آن را ايجاد و يا محو سازد؛ از اين رو است كه مىتواند مورد تكليف قرار بگيرد. پس