پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٢ - تكرار يا مشابهت حوادث
تكرار يا مشابهت حوادث
امام على(عليه السلام) در ضمن وصايا و سفارشهاى خود فرمودند: حوادث گذشته را دليل راه آينده قرار دهيد كه همانا امور و پديدهها شبيه يكديگرند. اينك سؤال اين است كه آيا قضيه «إِنَّمَا الاُْمُورُ اَشْبَاهٌ» كليّت دارد يا نه؟ آيا واقعاً امور و حوادث اينگونه شبيه هم هستند كه اگر حادثهاى در گذشته اتفاق افتاد عيناً مشابه آن در آينده اتفاق افتد؟ پرواضح است كه حوادث دقيقاً شبيه هم نيستند و اين كلام كليت ندارد. گاهى حوادث و پديدهها با هم شباهت دارند و گاهى ممكن است شباهت نداشته باشند. اما اگر كليت ندارد چگونه امام على(عليه السلام)مىفرمايند «اِنّمَا الاُْمُوْرُ اَشبَاهٌ»؟ حضرت با به كارگيرى واژه «إِنَّمَا» و افاده مفهوم حصر، با تأكيد، مىفرمايند: به گذشته توجه داشته باشيد و بر پايه آن آينده را بشناسيد؛ چه حوادث شبيه يكديگرند. اما هنگامى اين استدلال تمام است كه اين قاعده كليت داشته باشد؛ در صورتى كه مىدانيم حوداث گذشته با حال و آينده در بسيارى از موارد متفاوتند. لذا اين سؤال پيش مىآيد كه اگر اين قاعده كليت ندارد پس كلام حضرت به چه معناست و چرا فرمايش ايشان بهگونهاى است كه ظاهرش كليت است؟ به اين سؤال و اشكال به دو گونه مىتوان پاسخ داد:
١. پاسخ اول اين است كه كلام حضرت(عليه السلام) در اينجا يك بيان خطابى است. همانطور كه مىدانيد، در مقام بحث مىتوان چندين نوع استدلال ارائه نمود كه عبارتند از: برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه كه در منطق تحت عنوان «صناعات پنجگانه» مطرح مىشود. اين صناعات راههاى گوناگون استدلال را مىرساند. خصوصيت استدلالهاى خطابى اين است كه در آنها از ادله ظنّى استفاده مىشود و هدف بيان خطابى، آن است كه مخاطب به انجام عمل يا هر هدف ديگرى كه به خير و صلاح او است تحريك شود. معمولاً مواعظ از اين قبيلند؛ چه، كسى كه وعظ مىكند و پند مىدهد هرگز در مقام استدلال و برهان نيست و بيان فلسفى ارائه نمىكند. او به شيوهاى سخن مىگويد كه مخاطبان در ميدان عمل از آن استفاده كنند. لذا ممكن است اين بيان كليت نداشته باشد ولى در بيشتر موارد به كار آيد. تنها كافى است گوينده، چنين بيانى را به شنونده القا كند تا مخاطب در موارد نياز و در جاى مناسب آن را به كار گيرد. مخاطب اين بيان را به خاطر مىسپارد و در موقعيت مناسب و قابل تطبيق، از آن استفاده