پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - روابط اجتماعى
پيوند با تو اميدوار خواهد بود؟ كه اصرار بر كرده ناپسند، علت قطع ارتباط است. آنگاه كه برادرت از تو ببرد، تو خود را به پيوند با او وادار ساز، و چون روى برگرداند تو در مهربانى كوتاهى مكن و آنگاه كه او بخل ورزد تو از بخشش دريغ مدار و چون او دورى گزيند تو از نزديكشدن مپرهيز و هرگاه او سختى و درشتى نمود، تو از نرمى فرو مگذار و به هنگام گناهش از عذر پذيرفتن دريغ نكن؛ چنانكه گويى تو بنده اويى و او به تو نعمت داده است. مبادا اين نيكى را در جايى نمايى و در حق كسى انجام دهى كه نبايد و نشايد.
به مقتضاى عقل، زندگى اجتماعى يك ضرورت حتمى و قطعى است و آدمى را گزيرى از آن نيست. همان نيرويى كه انسان را به زندگى جمعى فرا مىخواند و همان اهداف و انگيزههايى كه پذيرش اين زندگى را براى وى تسهيل مىنمايد، آدمى را به برنامهريزى و شكلدادن به روابط بين اعضاى جامعه دعوت مىكند، تا نيل به آن اهداف ممكن و ميسور گردد؛ وگرنه زندگىِ جمعىِ بدون قانون و روابط اجتماعى قانونمند، هرگز مطلوب نيست. هيچ عقلى چنين زندگى اجتماعيى را نمىپسندد و انسانها را به دليل مصونيت از پيامدهاى منفى چنين جامعهاى به كنارهگيرى از آن توصيه مىكند؛ لذا بايد گفت، تنها زندگى اجتماعىِ برخوردار از روابط سالم و مبتنى بر اصول و قوانين مستحكم كه تأمينكننده اهداف انسان باشد، پسنديده است و عقل نيز چنين زندگيى را توصيه مىكند. علاوه بر ضرورت عقلى، سنت عملى روزگار نيز ما را به يك زندگى اجتماعى واداشته است؛ لذا از هر جهت لازم است به بررسى برخى از اصول مهم اين نوع زندگى و راههاى استحكام و تنظيم آن بپردازيم.
نقش روابط اجتماعى در تكامل
محور اين بخش از وصاياى اميرالمؤمنين(عليه السلام) به امام حسن مجتبى(عليه السلام) اخلاق اجتماعى و روابط انسانها با يكديگر است. به عقيده ما آنچه خداوند متعال در اين عالم آفريده، بىترديد براى همه انسانها نعمت محسوب مىشود. البته ما نمىتوانيم ارتباط بين پديدههاى عالم را به