پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٧ - پاداش كفران نعمت
ناسپاسى آن است كه، خداى ناكرده، دموكراسى را جايگزين ولايت فقيه كنيم. در راستاى همين پديده و پديدههاى همانند آن است كه اميرالمؤمنين على(عليه السلام) مىفرمايند: وَ لاَ تَكْفُرَنَّ ذَا نِعْمَة فَإِنَّ كُفْرَ النِّعمَةِ مِنْ أَلاَْمِ الْكُفْر؛ ناسپاس ولىنعمت مباش كه ناسپاسى پستترين كفر است. بدترين كفرها و كفرانها ناسپاسى نعمت است. انسان چهقدر بايد حقناشناس باشد كه چنين نعمت عظيمى را خداوند منان چنين ارزان در اختيار وى قرار دهد. ولى او بىمهابا آن را از دست بدهد؟ كمال نابخردى است كه انسان با جسارت تمام، نعمتى را كه مايه افتخار و عزت دنيا و سعادت آخرت است رد كند. در برابر اين ذهنيت جاهلانه، سكوت برخى انديشمندان[؟!] است. آيا بىاعتنايى در برابر برخى از روشنفكران غربزده كه چنين نعمتى را به مسخره مىگيرند صحيح است؟ آيا شايسته است كه ما در برابر زير سؤال بردن ولايت فقيه و مخدوش ساختن اعتبار آن آرام بنشينيم؟
پاداش كفران نعمت
مناسب است در اينجا با تأملى كوتاه و مختصر در قرآن، مواردى از شكر نعمت و كفران آن و پيامدهاى هر يك را بررسى كنيم.
خداوند متعال در قرآن كريم در موارد متعددى نسبت به كفران نعمت هشدار مىدهد و آثار كفران يا شكر نعمت را بيان مىدارد. يكى از آن موارد اين آيه مباركه است: وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيد.[١] در زبان عربى باب تفعل را براى تشديد مفهوم به كار مىبرند. در اينجا نيز حضرت حق، جلّ جلاله، با شدّت و حِدّت مطلب بسيار مهمى را اعلان مىدارد: اگر از نعمتى كه به شما دادهايم قدردانى كنيد حتماً آن نعمت فزونى مىيابد. در عبارت لَئِنْ شَكَرْتُم لاََزِيدَنَّكُم لامِ قسم همراه با تأكيد لفظى، اصرار بر اين حقيقت را مىرساند، و در ادامه مىفرمايد؛ اما اگر كفران نعمت و حقناشناسى كرديد، بدانيد كه عذاب الهى در انتظار شماست. اين از سنتهاى قطعى الهى است كه اگر كسانى قدر نعمت را بدانند، خداوند منّان آن نعمت را براى آنها فزونى مىبخشد و هركس ناسپاسى كند، دير يا زود نعمت از او گرفته
[١] ابراهيم (١٤)، ٧.