پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٥ - پيامد افراط در ارضاى غريزه حب ذات
است، هر چند به كسى هم ضرر نزده باشد، از آن كار دست بردارد و بر آن اصرار نورزد.
اگر ميل فطرى و خواست درونى خوددوستى با ميل كمالطلبى ضميمه گردد، آنگاه مىتواند جهت صحيح رفتار خود را پيدا كند و از رفتار غلط روى گرداند؛ مثلا از لجبازى به انعطافپذيرى، حقجويى و تسليم بودن در مقابل حق روى آورد. البته اين حالت، آثار زيادى دارد كه پرداختن به آنها از حوصله اين مقال خارج است.
پيامد افراط در ارضاى غريزه حب ذات
با بيان فوق، مشخص مىشود كه چگونه و چرا انگيزه لجبازى براى آدمى پيدا مىشود و به همان راه غلطى كه مشغول است ادامه مىدهد. در واقع منشأ اين روحيه، يك خواست فطرى در انسان است كه مىخواهد به شكلى كمال خود را رقم زند و شخصيت خود را تثبيت نمايد. او گمان مىكند اگر چنين وانمود شود كه مرتكب خطا شده است، شخصيتش لطمه مىخورد؛ از اين روى براى اين كه چنين برداشتى در ذهن ديگران شكل نگيرد، سعى مىكند از رفتار و گفتار خويش تا حد امكان دفاع نمايد. در اين جا لازم است كمى پيامدهاى اين روحيه را بررسى كنيم.
فرض كنيد وقتى كه با دوستان خود گفتوگو كنيد و معناى عباراتى از يك كتاب را توضيح مىدهيد رفيقتان مىگويد نه، اينگونه نيست و معنايش چيز ديگرى است؛ او مىگويد: معناى عبارت همين است كه من گفتم. شما هم مىگوييد: معناى عبارت همان است كه من مىگويم و توضيح مىدهيد كه اينجا را غلط خواندى و معناى اين كلمه را اشتباه بيان كردى و... . به هرحال انسان در مقابل اينگونه حرفها و عكسالعملهاى متقابل كه واقع مىشود ممكن است به اشكال مختلف عكسالعمل نشان دهد. يك شكل واكنش آن است كه آدمى بر سخن خود اصرار ورزد و به گفته خود ادامه بدهد و حرف خود را به كرسى بنشاند؛ يعنى على رغم اين كه مىداند و مىفهمد اشتباه مىكند، اما بر سخن نادرست خود اصرار و پافشارى نمايد. چنين حالتى به نوعى همان لجاجت است. اين حالت از زندگى ما خيلى دور نيست؛ ولى ما به آن توجه نمىكنيم. گاهى تأثير اين روحيه به جايى مىرسد كه آثار بسيار بدى را به دنبال