پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٧ - تقدير و قضاى الهى
جواب اجمالى اين سؤال آن است كه اختيار انسان نيز يكى از اسباب آن تقدير الهى است. خداوند سبحان چنين مقدر فرموده است كه اين شخص از آن مجراى خاص، تلاش خواهد كرد و به آن روزى مخصوص خواهد رسيد و تا وقتى كه اجلش نرسيده اين مقدار معيّن روزى نصيب وى خواهد شد.پس تقدير الهى نهتنها با تلاش و كوشش خودِ فرد منافات ندارد بلكه به وسيله كوشش وى رقم مىخورد. در واقع تقدير اين است كه از راه اين نوع تلاشِ خاص، اين مقدارِ معينِ روزى به دست آيد. اين سخن يك جواب كلى است كه در همه موارد تقدير و قضاى الهى قابل تطبيق مىباشد.
يك مورد ديگر از مصاديق قضا و تقدير الهى اعمالى است كه ما انجام مىدهيم؛ مثلاً اگر خداى نكرده كسى با اتومبيل با فردى تصادف كرد و اين تصادف منجر به قطع عضوى از او شد، يا خداى نكرده از دنيا رفت، آيا مىتوانيم بگوييم كسى مقصر نيست و قسمت او بوده است و در تقدير او نوشته بوده كه با اتومبيل من برخورد كند و از دنيا برود؟ بله، البته چنين پيامدى مقدر بوده است؛ ولى به واسطه شما كه با تخلف از مقررات راهنمايى و رانندگى موجب چنين حادثهاى شدهايد؛ چه شما خطا و بىاحتياطى كردهايد و باعث مرگ او شدهايد. پس هم تقدير است و هم اختيار شما و اين دو با هم منافات ندارند. اينجا نيز در پاسخ، همان كلام كلى تطبيق مىشود كه هم تقدير الهى است و هم تلاش اشخاص، و مناقاتى بااختيار ندارد. تلاش و انتخاب خود افراد هم جزء تقدير و از مصاديق همان قاعده كلى روزى و رزق مقدر است كه در روايات مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است.
همينطور از جمله مقدرات، اجل و تحديد حيات است. براى هر انسانى مدت معيّنى از زندگى در روى زمين مقدر شده است. از ديگرْ مقدرات، صحت و مرض است كه در اين مورد نيز در روايات متعددى نقل شده است. به عنوان نمونه به فرمايشات حضرت ابراهيم(عليه السلام) در پاسخ به سؤال نمرود اشاره مىكنيم كه پرسيد خداى تو چه كسى است؟ حضرت ابراهيم(عليه السلام)در قسمتى از پاسخ، مىفرمايد: خداى من آن كسى است كه غذا مىدهد، آب مىنوشاند، و آن گاه كه بيمار مىشوم، هم او است كه شفايم مىدهد: وَ الَّذَى هُوَ يُطْعِمُنِى وَ يَسْقِينِ، وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ، وَالَّذِى يُمِتُنِى ثُمَّ يُحْيِين.[١] اِماته و اِحيا، شفا و مرض و رزق و روزى به دست
[١] شعراء (٢٦)، ٧٩ ـ ٨١.