پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٣ - يك نمونه و يك نكته
مگر مشت در برابر درفش تاب مقاومت دارد؟! آنها اسلحه دارند و با دست خالى نمىتوان به جنگ دشمن مسلح رفت. لذا هر اقدامى، جز شكست و نابودى ثمرهاى ندارد؛ پس اگر ما هم اقدام كنيم نابود مىشويم.
اما از طرفى اگر استدلال كردن به امورِ شبيهِ هم درست نيست، پس چرا اميرالمؤمنين(عليه السلام)مىفرمايند: از گذشته براى آينده استدلال كنيد و گذشته را چراغ راه آينده قرار دهيد؟ ايشان فرمودند: فَاِنَّمَا الاُْمُورُ اَشْبَاه؛ طبق اين فرمايش وقتى پديدهها شبيه هم هستند، مىتوان از يك شبيه براى شبيه ديگر دليل آورد. پس استدلال علما و دانشمندان و سياستمداران بر شكست انقلاب، به دليل مقايسه آن با شكست روحانيت در مبارزه با طاغوت قبلى، يك استدلال منطقى و صحيح است. اين تعارض را چگونه مىتوان پاسخ داد؟
بايد در پاسخ گفت بهترين دليل بر درست نبودن اين استدلال، پيروزى انقلاب و تغيير وضعيت كشور است. به بيان علمى، بهترين دليل بر امكان تحقق يك پديده، وقوع آن است. در واقع تغيير وضعيت نشان مىدهد كه دو دوره با هم شبيه نيستند تا از مصاديق كلام حضرت(عليه السلام) باشند. در اينجا پيروزى انقلاب، استدلال علما را عملاً ابطال مىكند.
يك نمونه و يك نكته
خوب است در اينجا براى اثبات و بيان تغيير وضعيت به يك نمونه جالب توجه اشاره كنيم:
اينچنين معروف است كه در بين شهرهاى ايران يكى از مذهبىترين، شهرها، يزد است؛ لذا آن را دارالعباده ناميدهاند. مدارس دينى متعددى در آن شهر وجود داشته و دارد و توجه مردم به مسايل دينى از قديم زياد بوده و هست. سابقاً در اين شهر، در سال پنجم و ششم دوران تحصيل، در بين معلمان مسلمان، كسى كه روخوانى قرآن را درست و صحيح بداند، وجود نداشت و اگر كسى در خواندن قرآن با مشكلى مواجه مىشد، مىبايست از يك معلم زرتشتى سؤال مىكرد. بايد تذكر دهم كه اين سخن بيان يك واقعيت مسلّم و تاريخى در شهر يزد است نه يك افسانه؛ يعنى واقعيت موجود در يك كشور اسلامى شيعه در شهر دارالعبادة يزد اين بود كه وقتى سؤالى درباره روخوانى قرآن پيش مىآمد، ازيك معلم زرتشتى پاسخ مىگرفتند؛ اما چرا؟