پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١ - گذر زندگى
خطاب قرار مىدهند و از حقيقت زندگى دنيا آگاه مىسازند؛ يعنى اگر چه در ظاهر به فرزند خودشان، امام حسن(عليه السلام)، سفارش مىكنند، ولى در حقيقت همه افرادى كه در فرزند بودن و برخوردارى از ويژگىهاى يك جوان عادى همانند امام حسن(عليه السلام) مىباشند، مخاطب حضرت على(عليه السلام) قرار مىگيرند. از آنجا كه تمام انسانها همچون فرزندانى عزيز، مورد لطف بىمنتهاى آن حضرت مىباشند، از اين سفارش بهرهمند مىگردند و مخاطب آن حضرت(عليه السلام) واقع مىشوند. گويا به تمام جوانان جوياى ترقى گوشزد مىكنند كه اگر مىخواهيد راه خير و كمال را پيدا كنيد گمان مبريد راهى بهتر از آنچه من، براى فرزندم امام حسن(عليه السلام) معرفى كردهام، پيدا مىكنيد. آيا پدرى دلسوزتر از على(عليه السلام) و فرزندى شايستهتر از امام حسن(عليه السلام) مىشناسيد؟ اينك شما به نوعى مورد محبت پدرانه على(عليه السلام) قرار گرفته و هم طراز با امام معصوم در نظر گرفته شدهايد؟ پس قدر خودتان را بدانيد كه مخاطب چه نامهاى هستيد!
حال با توجه به اين تمثيل غنى و گويا، حضرت على(عليه السلام) به فرزند خود مىفرمايند: وَاعْلَمْ اَنَّ مَنْ كانَتْ مُطِيَّتُهُ اللَّيْل وَ النَّهارَ فاِنَّهُ يُسارُ بِهِ و اِنْ كانَ لا يَسير؛ هر كس مركبش شب و روز است، او را مىبرند هر چند كه خودش راهپيمايى نكند. چه كسى بر مركب زمان، سوار است؟ واضح است كه شخص خاصى بر مركب شب و روز سوار نيست، بلكه همه ما و هر كه در اين دنيا زندگى مىكند، بر مركب زمان سوار است و با سرعتى به پيش مىرود كه هيچ توقف و درنگى در حركت خود ندارد؛ تمام اهل روزگار بر مركب زمان سوارند و چه بخواهند و چه نخواهند شب و روز آنها را با خود مىبرد و حتى يك لحظه هم توقف ندارد. تا چشم به هم بزنند مىگذرد و ديگر لحظه قبلى باقى نيست. با اين توصيف، بىترديد مىبايست از اين سير و سفر بهرهبردارى و براى مقصد، سوغات و تحفهاى بىبديل و اسباب زندگى راحت و آسودهاى را تدارك نماييد. چرا كه به هر حال روزى، اين مسير را طى خواهيد كرد و به مقصد خواهيد رسيد. در آن جا نيازمند وسايل آسايش و راحتى هستيد. از اين رو وسايل آسايش خود را قبل از رسيدن به مقصد تأمين نماييد.
از آن جهت كه اين زندگى، راه و مسير حركت به سوى آخرت است و شما در حال حركت به سمت آخرت مىباشيد، ديگر نبايد تصور كنيد اين سَرا، جاى ماندن و محل قرار و آرميدن و