پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - عنان دل
زشت است، از اسمش پيداست كه بد است و ديگر براى بدى آن احتياج به دليل ندارد. ظلم هم فاحشه است و زشت؛ نمىتواند ظلم باشد، ولى پسنديده تلقى گردد. وقتى عملى ظلم و زشت شمرده شد توصيف آن به خوبى و زيبايى جا ندارد.
عنان دل
بىترديد آدمى در پى تحريكها و حداقل تمايلاتى اقدام به انجام كارهاى خود مىنمايد و آنچه در ايجاد اين تحريكها بسيار مؤثر است، دل مىباشد كه توان لازم را جهت انجام اعمالى در اختيار بدن قرار مىدهد و به تعبيرى بدن را به اين سو و آن سو مىبرد. حضرت(عليه السلام)در اين قسمت، روش كنترل دل و مصونسازى آن را بيان مىفرمايند: وَالتَّصَبُّرَ عَلَى الْمَكْرُوهِ يَعْصِمُ الْقَلْب.
دل انسان طبعاً تمايلات و هواهايى دارد. «هواهاى نفسانى»؛ يعنى آرزوهايى كه در دل پديد مىآيند و در بسيارى از موارد اين تمايلات و خواهشها خواستههاى گذرا و ناپسند هستند: إِنَّ النَّفْسَ لاََمّارَةٌ بِالسُّوء[١]. وقتى دل خواستهاى دارد، صرف خواهش دل بودن و از دل برآمدن دليل اين نيست كه خواسته خوبى است. در بسيارى از موارد، دل چيزهايى را مىخواهد كه به ضرر انسان است. چنين خواستهها و گرايشهايى به طور طبيعى در دل پديد مىآيند و ليكن مىتوان كارى كرد كه اين هوسها در دل پيدا نشوند و يا اگر پيدا شدند شكوفا نشوند و غلبه پيدا نكنند؛ يعنى دل در برابر اين خواهشها و گرايشها مىتواند حالت اعتصام پيدا كند. مهم آن است كه كارى بكنيم تا دل حالت اعتصام پيدا نمايد و اختيارش در دست خود انسان باشد. مبادا به هر چيزى دلبسته شويم؛ چون رفتار ما در اختيار ما است. وقتى دل به طرف خواستهاى برود اندامهاى بدن هم به آن طرف حركت مىكنند. وقتى دل چيزى را بخواهد چشم، گوش و... هم به دنبال آن مىروند و تمام بدن براى رسيدن به آن، به همان سمت حركت مىكند:
زدست ديده و دل هر دو فرياد *** كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
[١] يوسف (١٢)، ٥٣.