پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٨ - تجارت قرآنى
تجارت قرآنى
خداوند آنقدر به قارون ثروت داده بود كه مردان قوى نمىتوانستند دسته كليد گنجهاى او را جابهجا كنند: إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالعُصْبَةِ أُوْلِى الْقُوَّة.[١] در آن زمان بانكى وجود نداشت تا مردم اموالشان را نزد آن به امانت بگذارند. مردم ثروت و اموال خود را داخل خزاينى مخفى مىنمودند و درِ آنها را محكم مىبستند و با قفلهاى سنگينى كه كليدهاى محكمى داشت آنها را نگهدارى مىكردند و از اين طريق مال و ثروت خود را از دستبرد سارقان مصون نگه مىداشتند. طبعاً آن خزاينى كه بزرگتر بود، قفلهاى محكمتر و سنگينترى داشت؛ ثروت انبوه، تعداد خزاين بسيارى مىطلبيد و كليدهاى آنها نيز به اندازهاى زياد بود كه خود، وزنه سنگينى تشكيل مىداد و كسى قادر به جابهجايى آنها نبود. بزرگترين سرمايهدار آن عصر قارون بود كه گروهى از مردان نيرومند و قوى دسته كليدهاى خزاين او را جابهجا مىكردند. مردم مؤمن قارون را نصيحت مىكردند: اِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لاَ تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ الْفَرِحِينَ وَابْتَغِ فيَما ءَاتَيكَ اللَّهُ الدَّارَ الاَْخِرَةَ وَ لاَ تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ أَحسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلاَ تَبْغِ الْفَسَادَ فِى الاَْرْضِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ المُفْسِدِين.[٢] آنها به قارون چند نصيحت مىكردند: ١. به او مىگفتند خيلى سرمست و مغرور مشو: لاَ تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ الْفَرِحِين. آنهايى كه مغرور و سرمست مال دنيا مىشوند همه چيز را فراموش مىكنند و بىترديد خداوند نيز اينان را دوست نمىدارد. منظور از «لاَتَفْرَحْ» اين نيست كه شاد نشو و خوشحال مباش؛ بلكه مقصود، شادىها و تفريحهاى مذموم است. به بيان بهتر منظور، مستىهاى مغرورانه و انحرافانگيز برخاسته از باد نخوت است كه فرد به ثروت خود مىنازد و مىبالد. پرواضح است كه غرور برخاسته از ثروت و مال دنيا جز انحراف از حق و پشت كردن به فرمان الهى نتيجهاى ندارد و خدا هم چنين افرادى را دوست نمىدارد؛ ٢. نصيحت دوم آنها اين بود: وَابْتَغِ فِيمَا ءَاتَيكَ اللَّهُ الدَّارَ الاَْخِرَة؛ اين نعمتهايى را كه خدا به تو داده، وسيله رسيدن به آخرت قرار بده و به كمك آن، سراى آخرت خود را آباد كن. «اِبْتغاء» به معناى در جستجوى چيزى بودن است؛ «وَابْتَغِ» يعنى
[١] قصص (٢٨)، ٧٦. [٢] قصص (٢٨)، ٧٦ و ٧٧.