پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٢ - تأثير تربيتى قضا و قدر
ارزندهاى در انسان و نيل به مقامات معنوى بالا مىشود. شايد شمار كسانى كه در اثر صبر بر مصيبتها به مقامات عالى رسيدهاند كمتر از اشخاصى نباشد كه بر اثر عبادات به آن مقامات رسيدهاند. خدا بسيارى از بندگانش را به سبب صبر بر گرفتارىها و سختىهاى زندگى به مقامات عالى مىرساند. تمام اين وقايع كه برخى به مذاق ما شيرين و برخى تلخ مىآيد حكمتهايى دارد. خداوند سبحان مىفرمايند: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَة فِى الاَْرْضِ وَ لاَ فِى اَنْفُسِكُمْ إِلاَّ فِى كِتَب مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأهَا؛[١] هر مصيبتى كه به شما برسد چه مربوط به شخص خودتان باشد و چه مربوط به اطرافيان يا محيطتان، همگى مقدر شده الهى است. مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَة؛ هر مصيبتى در زمين پيش بيايد، چه سيل، چه طوفان و چه زلزله، وَلاَ فِى اَنفُسِكُم؛ يا آنچه مربوط به شخص خودتان باشد؛ همانند بيمارى و مرگ و از دست دادن عزيزان، اِلاَّ فِى كِتَب مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا؛ قبل از اينكه زمينه پيدايش آنها در اين عالم موجود شود در كتابى نوشته و حساب شده است. اما چرا؟ آيا خدا مىخواهد يك عده از بندگانش را بىجهت اذيت كند؟
اين امور خود دلايل و حكمتهايى دارد. هرچند ممكن است ما آن را ندانيم، ولى نادانى و جهل از علت اين پديدهها هرگز به اين معنا نيست كه اين امور علت و حكمت ندارد. توجه به اينكه همه اين امور به دست تدبير و تقدير الهى است باعث مىشود كه آدمى آرامش يابد و خودش را نبازد و زبان به شكوه و شكايت نگشايد و ايمانش را از دست ندهد. بسيارى از اشخاص در درگيرى با مصايب و عدم توجه به اين سنت الهى، ايمان خود را از كف دادهاند. آنان با خود مىگويند اگر عالم خداى حكيمى دارد چرا اين حوادث واقع مىشود و اين مفاسد، نااميدىها و محروميت از خواستهها به وقوع مىپيوندد. آنها وجود اين ناملايمات و حوادثِ خلاف طبع و گاه به ظاهر مفسدهآور را دليل عالِمنبودن خداوند و عدم تدبير حضرت حق، جلّجلاله، مىپندارند؛ اما وقتى توجه كنيم، پى مىبريم كه تمام اين امور، چه زشت، چه زيبا، داراى علت و حكمت است؛ هر چند ممكن است برخى علت آن را نفهمند و بدان پى نبرند. حتى اگر ذرهاى پى به علت اين امور نبريم ولى معتقد باشيم كه خداوندى حكيم همه اين امور را تدبير فرموده است، همين اعتقاد باعث مىشود كه ايمانمان محفوظ بماند و حتى رشد نمايد. از همين روى حضرت حق در ذيل اين امور به دو نتيجه عملى اين اعتقاد اشاره نموده،
[١] حديد (٥٧)، ٢٢.