پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - عنان دل
اگر ما توانستيم دل خود را كنترل كنيم تمام مشكلات ما به صورت بنيادين و ريشهاى حل مىشود. ولى چه بايد كرد كه دل تحت كنترل در آيد؟ مهار گسيخته نشود، به هر سوى كه خواست نرود و علاقهمند و شيفته هر چيزى نگردد؟ راه به دست گرفتن كنترل و اختيار دل آن است كه با تمرين، در جهتى مقابل جهت تمايلاتش سوق داده شود. طبعاً آن جهت مخالف، خوشايند دل ما نيست و به آن تن نمىدهد؛ لذا بايد با تمرين آن را رام سازيم:
بسازم خنجرى نيشش زفولاد *** زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
دل مىخواهد به نامحرم نگاه كند. اگر بخواهيم دل خود را نگاه داريم و اختيار آن را در دست بگيريم، بايد چشم را كنترل كنيم و او را از ديدن هرچه نارواست، منع سازيم. بايستى با تمرين و به تدريج، تمايل و خواستههاى ناخوشايند دل را از آن سلب كنيم و با صبر و تأمل، دورى از اين حالت را بر دل هموار سازيم. به بيان ديگر اگر بخواهيم اختيار دل را به دست بگيريم بايد با تمرين و صبر و تأمل او را بر ترك اين حالت عادت دهيم؛ يعنى با رياضت، دل را به چشمپوشى از نامحرم كه ناخوشايند اوست تربيت نماييم. «رياضت» در لغت به معناى «ورزش» است و تعبير ديگر آن همان تمرين مىباشد. پس اگر مىخواهيم اختيار دل را در دست بگيريم بايد با تمرين و ورزش، كارهاى سخت و خلاف ميل و ناخوشايند وى را به او تحميل كنيم و از اين طريق وى را تربيت نماييم. همان طور كه آدمى وقتى مىخواهد به مقام پهلوانى برسد بايد يك سرى كارهاى بدنى سخت را تمرين كند؛ مثلا وزنههاى سبك و سنگين را بلند نمايد و حركات مشقتآورى انجام بدهد، در امور معنوى هم اگر مىخواهد بر تمايلات دل و خواهشهاى نفس مسلط گشته و اختيار دل را در دست بگيرد، بايد در اين جهت هم ورزش و تمرين كند. تمرين او در اين ميدان ورزشى، اين است كه دل را به صبر و خويشتندارى عادت دهد و با تمرين و ورزش آن را به ترك آنچه مىخواهد، عادت دهد تا پهلوان ميدان مبارزه معنوى گردد.
«تصبر» يعنى صبر را بر خود تحميل نمودن؛ به عبارت ديگر تفعل و تكلف؛ يعنى به زحمت چيزى را پذيرفتن. صبر كردن كار آسانى نيست؛ بلكه زحمت و تلاش بسيار لازم است تا خود را به صبر وادار نماييم؛ مثلا اگر بخواهيم به حرام نگاه نكنيم، بايد تمرين نماييم