پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٢ - ج) استمرار در رفاقت
باشد و در پيشرفت تحصيلى او بكوشد، نه آنكه با رفتارى زيركانه، تنها در فكر پيشرفت تحصيلى خود باشد. گاهى يكى از دو رفيق با وجود صميميتى كه با هم دارند، بيشتر در فكر پيشرفت خود است و تنها يك انگيزه دارد و آن جلوتر بودن از ديگران و سبقت گرفتن از رفيق خود؛ لذا بيشتر در صدد انجام كارهاى شخصى خود مىباشد و به قول معروف سنگ خود را به سينه مىزند. تمام اين نوع رفتارها با صرف نظر از اين كه خود عملى نابهجاست، با صفا و صميميت كه مقتضاى دوستى است، مطابقت ندارد و چهبسا خيانت در رفاقت محسوب گردد. در مقام رفاقت، اين نوع رفتار خلاف يكرنگى و صميميت است. مقتضاى رفاقت مورد نظر اسلام اين است كه وقتى انسان با كسى رفاقت آغاز كرد، با تمام وجود خيرخواه دوست خود باشد و در انجام آنچه از دستش برمىآيد كوتاهى نكند، و هر عملى كه مقتضاى دوستى الهى است، به نيت خيرخواهى براى دوست خود انجام دهد؛ حتى اگر دوست او از اين رفتار ناخرسند شود؛ مثلا اگر او را نصيحت كنيد ممكن است برنجد و خاطرش آزرده گردد؛ اما شما بايد مطابق آنچه آيين دوستى اقتضا مىكند عمل نماييد و هرگز از خيرخواهى و نصيحت او دست نكشيد. به هرحال تا آنجا كه مىتوانيد بايد سعى كنيد تا او را از كار زشت بازداريد. همين طور اگر مشاهده مىكنيد كار خيرى انجام مىدهد، با تمام وجود به او كمك كنيد تا در مسير صحيح پيش برود: وَامْحَضْ اَخَاكَ النَّصِيحَةَ، حَسَنَةً كَانَتْ اَوْ قَبِيحَة؛ نصيحت و دلسوزى و خيرخواهى خالصانه خود را به برادر و دوست خود پيشكش كن، چه در كار خير و چه در كار شر؛ خيرخواه او باش نه اين كه گاه خيرخواهى نمايى و گاه كوتاهى پيشه كنى، و فقط درصدد پيشرفت خودت باشى. مبادا منفعت و مصلحت شخصى خود را بر مصلحت رفيق خود مقدّم بدارى بلكه: وَسَاعِدْهُ عَلَى كُلِّ حَال؛ اگر با كسى دوست هستى، خالصانه براى او دلسوزى و خيرخواهى كن و در تمام حالات يار و ياور او باش.
ج) استمرار در رفاقت
بىترديد حالات انسان در زندگى مختلف است. گاه فقير است و گاه غنى، زمانى بيمار است و وقت ديگر سالم و... و در شرايط و حالات مختلف زندگى مشكلات و گرفتارىهايى دارد و براى علاج آن مشكلات و رفع گرفتارىها نيازمند كمك است. لذا وقتى با كسى دوست هستيد