پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٦ - نشانه بخل
در روابط اجتماعى و ارتباطهاى دوستانه، مواردى از اين قبيل پيش مىآيد و آدمى در برخى خواستههاى اينچنينى به رفيق خود روى مىآورد و توقع دارد تا وى اين خواسته را برآورده سازد. بىترديد اگر واقعاً يك رابطه صميمانه و محبتآميز بين آن دو برقرار باشد، به راحتى و با طيب خاطر اين خواهش را مىپذيرد؛ اما اگر مشاهده نموديد كه كسى از پذيرش اين خواهش امتناع مىورزد، يا به انواع لطايف از قبول آن شانه خالى مىكند و عذر مىآورد، اين امتناع و بهانهجويى، خود نشان از عدم ارتباط صميمانه و رابطه دوستانه دارد و به وضوح نشان مىدهد كه اين ارتباط، محبتآميز نيست و چهبسا به معناى ابراز كينه و بخلى نهفته در سينه است كه در اين هنگام، فرصت ظهور يافته و واقعيتِ ارتباط بين اين دو نفر را نشان مىدهد؛ چه اَلصُّدُودُ آيَةُ المَقْتِ، وَكَثْرَةُ الْعِلَلِ آيَةُ الْبُخْل؛ روى برتافتن نشانه بغض و كينه، و عذرجويىِ بسيار علامت بخل است.
وقتى شخصى نياز خود را نزد شما مىآورد و با زبان حال و قال چيزى از شما مىخواهد، او را بىپاسخ رها نكنيد؛ چه اگر انسان اهل سخاوت و كرم باشد، نسبت به كسى مضايقه ندارد. حتى اگر اهل سخاوت و گذشت نيستيد، روابط انسانى و دوستى اقتضا مىكند كه خواسته وى را برآوريد و او را از لطف و محبت خود محروم نكنيد. لذا اگر كسى در پاسخ خواهش دوست خود به بهانهگيرى روى آورد، از روابط دوستانه خارج شده است.
به هرحال بهانهگيرى و عذرآورى نشان از بخل او دارد و در عمل مىگويد: نمىخواهم درخواست شما را جواب دهم. شايد اين مثل را شنيدهايد كه شخص بخيل و دورافتاده از روابط دوستانه، در جواب درخواست همسايهاش كه به او مىگويد «طناب خود را به ما بدهيد تا لباس روى آن پهن كنيم» مىگويد: روى طناب ارزن پهن كردهايم!! پرواضح است كه كسى ارزن را روى طناب پهن نمىكند و اين عذر و بهانهاى بيش نيست. وقتى كه آدمى نخواهد كارى را انجام دهد، از آسمان و ريسمان عذر مىآورد و بهانه مىتراشد. حال اگر مشاهده نموديد كه كسى براى انجام كار يا اجابت درخواستى مرتب بهانهتراشى مىكند، اين طفرهرفتن نشانه بخل او است و اينكه نمىخواهد آن كار را انجام دهد. اگر بخل نداشته باشد، بهانهگيرى و عذرتراشى نمىكند و به سختگيرى بىمورد روى نمىآورد، بلكه با كرامت نفس و دست و دلى