پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - ميل فطرى معاشرت
نيكو و پسنديده براى معاشرت با ديگران در اختيار داشته باشد و بر همان اساس در انتخاب رفيق، دوست و همنشين اقدام نموده، با رعايت آداب معاشرت و طبق معيار معين شده عمل كند. اگر بر اساس آن معيار، دوست خود را برگزيند و با او معاشرت پسنديده داشته باشد، بيشترين و بهترين بهره را از معاشرت با او مىبرد. در واقع يكى از خواستههاى فطرى انسان كه بدون آموزش از ديگران و يا تلقين حاصل مىشود و انسان خود به خود به آن تمايل دارد، همانا ميل به معاشرت با ديگران است. اين ميل فطرى آن چنان مقبول و شديد است كه حتى گفته شده انسان «مدنى بالطبع» است و زندگى اجتماعى جزء طبيعت و فطرت انسان است. البته هم اكنون در صدد اثبات و يا رد اين تعبير نيستم و بررسى آن را به وقت ديگرى حواله مىدهيم و ليكن همه ما به وجدان درمىيابيم كه ميل معاشرت با ديگران در نهاد آدمى وجود دارد. گويا از همين روست كه از تنهايى رنج مىبرد. اگر آدمى براى مدتى هر چند كوتاه، در جايى تنها باشد و هيچ كس را نبيند، خيلى به او سخت مىگذرد. به خصوص اگر اين تنهايى غير اختيارى و اجبارى باشد، تحمل آن سختتر است. ميل معاشرت با انسانهاى ديگر به حدى قوى است كه به معاشرت با دوست، آشنا و همشهرى محدود نمىشود؛ بلكه هر گاه انسان شخص ديگرى را مشاهده مىكند، علاقهمند است با او ارتباط برقرار نمايد و اندك انسى بگيرد؛ مثلا اگر كسى به طور تصادفى در بيابان و يا جنگل گرفتار شود و براى مدتى نتواند با انسانهاى ديگر ارتباط داشته و معاشرت كند، به محض مشاهده يك انسان آنقدر خوشحال و مسرور مىشود كه گويا گمشده خود را يافته است؛ بهگونهاى كه اگر آن فرد كاملا غريبه و ناشناس باشد و حتى زبان او را نفهمد و ارتباط كلامى هم برقرار نشود، باز هم با مشاهده او خيلى خوشحال مىشود و دوست دارد با او صحبتى بكند و انس بگيرد. اين رفتار، خود نشانه اين است كه ميل به معاشرت با انسانهاى ديگر، يك ميل فطرى است. البته توجه داريم كه شدت اين ميل در سنين مختلف، متفاوت است؛ مثلا در سنين نوجوانى اين ميل بسيار قوى است، در حالى كه بعد از اين مقطع سنى با افزايش سن، كمرنگتر مىشود.
واضح است كه خداى متعال طبق حكمتى اين ميل را در وجود انسان قرار داده است؛ به عنوان نمونه يكى از حكمتهاى آن اين است كه معاشرت با انسانهاى ديگر به ويژه با