پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - مفهوم نهى از حالات روحى
به عنوان مثال اگر مىگويند: «گمان و ظن نداشته باشيد»؛ يعنى سعى كنيد كه از ابتدا در ذهن خودتان اسبابى را فراهم نكنيد كه ظن برايتان پيدا شود؛ يعنى بهگونهاى در مقدمات بروز ظن تشكيك كنيد كه هرگز فرصت ظهور و بروز پيدا نكند. گاهى در تاريكى شب كسى را مىبينيم كه چيزى را به دوش گرفته و از كوچه و پس كوچهها آهسته و آرام مىرود. در ابتدا اينگونه به ذهن مىرسد كه وى دزد است و در شب تاريك كالاى مسروقهاى را به پشت گرفته و آرام مىبرد تا كسى متوجه نشود. اين صورت ذهنى در اولين وهله به ذهن آدمى خطور مىكند اما بعد از اين خطور اوليه، مىتوان دو نوع رفتار را دنبال نمود: يكى اين كه در همين صورت اوليه تشكيك و آن را سست نمود؛ مثلا با خود بگوييم كه از كجا و چگونه مىتوان گفت اين فرد دزد است!؟ شايد او غذا و لباس بر دوش گرفته و به خانه نيازمندان مىبرد و از اين روى آهسته و آرام راه مىرود تا كسى او را نشناسد و پى به كار او نبرد. روش ديگر آن است كه بهگونهاى، همان صورت ذهنى اوليه را تقويت نمايد؛ مثلاً با خود بگويد: عجب! چه آهسته و آرام راه مىرود تا كسى متوجه او نشود! بدون شك اين آدم دزد است. به اين شكل و به كمك اين مقدمات است كه مىتواند سوء ظن و يا حسن ظن پيدا كند.
پس اگر مىگويند: سوء ظن نداشته باشيد! مقصود اين است كه از اول اجازه ندهيد براى شما زمينه چنين ظن و گمانى پيدا بشود و از راه تشكيكاتى كه در ذهن خودتان ايجاد مىكنيد، زمينه بروز چنين ظنى را از بين ببريد. نكته جالب توجه اينجاست كه چگونه با اينگونه صورِ ذهنىِ اوليه برخورد كنيم كه به ظنى نيكو منتهى گردد. اين مطلب، در روايات و كلمات بزرگان بهگونهاى شيوا ابداع و تشريح شده است كه در آينده به آن خواهيم پرداخت.
جواب ديگرى كه به اين ابهام و اشكال دادهاند از اين قرار است كه اگر چه پيدايش ظن و گمان اختيارى نيست، اما ابقاى آن فىالجمله در اختيار آدمى است و انسان مىتواند در ابقاى سوء ظن و يا از بين بردن آن، مؤثر باشد؛ يعنى هم مىتواند با از بين بردن زمينههاى پيدايش سوء ظن، از بروز آن جلوگيرى كند و هم مىتواند بعد از اين كه سوء ظن پديدار شد، با اينگونه تلقينها و افكار به مقابله با آن برخيزد و از ادامه حيات و بقاى آن ممانعت به عمل آورد و سوء ظن به وجود آمده را از بين ببرد.