پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧ - زهد، آيين زندگى
مَثَل معروف، صد و بيست سال، خط پايان حيات دنيوى است. عمر كسى به هزار سال نمىرسد تا آرزوهاى هزارساله در سر داشته باشد. با وجود چنين واقعيتى مسلّم، چگونه برخى انسانها آرزوهايى را دنبال مىكنند كه در طول اين صد سال عمر به ثمر نمىنشيند؟
يكى از مشهودترين نابخردىها، تلاش طاقتفرساى آن كسى است كه ميلياردها ثروت دارد و با وجود اين كه مىداند فرصت هزينه نمودن آن را ندارد، ديوانهوار حرص مىورزد و اگر صد سال ديگر زندگى كند، هزينه خودش و بچهها و نوههايش و... را كفايت مىكند و به بهترين وجه مىتواند ارتزاق نمايد، ولى روز به روز مال بيشترى جمع مىكند. مگر محصول اين حرص چيست؟ نقطه پايان و نهايت اين حرص و تكاثر كجاست؟ او چه در سر دارد، در حالى كه زمانى تا مرگش باقى نمانده است؟! آيا اين عمل جز «جنون تجميع مال» نام ديگرى دارد؟ چون با اين كه مىداند از اين ثروت و پول، بهرهاى نخواهد برد، حريصانه آن را جمع مىكند. گويا تنها پولدار بودن، آرزوى اوست و صرف اين كه پولى به اسم او سند بخورد، برايش لذتبخش است.
خلاصه كلام آن كه اگر بنا شده است كه مقدارى از امور دنيا استفاده بكنيم و آرزوهاى دنيوى هم داشته باشيم، بايد به طول عمر خود نيز توجه داشته، از كوتاهى عمر خود غفلت نكنيم. در اين عمر كوتاه، آرزوهاى مناسب با آن را تعقيب كنيم و آرزوهاى نامحدود دنيوى را كه اين عمر گنجايش آن را ندارد، در سر نپرورانيم و تمام عمر خود را براى آنها صرف نكنيم. آيا مىدانيد چهقدر عمر خواهيد نمود و چهقدر از عمر شما باقى مانده است كه اينگونه حريصانه دنبال متاع دنيا هستيد؟ امروزه انسانها به طور متوسط بين شصت الى هفتاد سال عمر مىكنند. حال چطور آرزوهايى را در دل مىپرورانيد كه صد سال بعد به بار مىنشينند؟! حالا كه بنا شد آرزوهاى دنيايى داشته باشيم حداقل بايد آن آرزوها از نظر زمان و كميت محدود باشند و بهگونهاى باشند كه عمر ما در اين دنيا گنجايش آنها را داشته باشد. بايستى به آرزوهاى خود شكل منطقى و عقلانى بدهيم كه براى عمر كوتاه دنيا مفيد و در اين مدت محقق شوند.
اِنْ كُنْتَ غَيْرَ قابِلِ نَصيحَتى اِيّاكَ فيها، فَاعْلَمْ يقيناً اِنَّكَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَكَ وَ لَنْ تَعْدُو اَجَلَكَ فَاِنَّكَ فِى