پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨ - مرز حسن ظن و سوء ظن
بعضى از بزرگان و مفسران نيز بيانهاى ديگرى در پاسخ به اين اشكال ايراد فرمودهاند. در تفسير بىبديل و شريف «الميزان» اشاره مىفرمايند كه خود سوء ظن به عنوان حالت نفسانى مورد تكليف واقع نمىشود و اگر از سوء ظن نهى و مورد تكليف واقع شده است، منظور اين است كه در ميدان عمل از سوء ظن اجتناب كنيد و به آن ترتيب اثر ندهيد. اِجْتَنِبُواْ كَثِيراً مِنَ الظَّن[١]؛ يعنى گمانهاى بد را منشأ اثر قرار ندهيد، بر طبق آن عمل نكنيد و در عمل آنها را بىاثر سازيد. ممكن است در دلتان گمان بد باشد، ولى آن، منشأ و محل تكليف نيست. حالت قلبى و روانى محل تكليف نيست؛ بلكه تكليف مربوط به عمل است. پس اگر سوء ظنّى به حد حرمت و يا كراهت برسد ترتيب اثر دادن به اين گمان بد، حرام و مذموم است.
به هر حال جوابهايى كه به اشكال غير اختيارى و خودبهخودى بودن بدگمانى، مىتوان داد عبارت است از اين كه ابتدا سعى كنيم زمينه پيدايش آن را از بين ببريم و در قدم بعدى سعى كنيم با تلقينها و ارائه افكار مخالف و عوامل ديگر، بدگمانىها و ظنون سوء را در ذهنمان تضعيف كنيم تا حتى اين گمان در دلمان باقى نماند و در نهايت نيز بهگونهاى رفتار كنيم كه در عمل، به گمانهاى بد ترتيب اثر ندهيم.
مرز حسن ظن و سوء ظن
علاوه بر سؤال و اشكال پيشين، مسأله مهمترى در خصوص سوء ظن مطرح است. آن مسأله مهم اين است كه اگر آدمى هميشه بخواهد به ظنون سوء خود درباره اشخاص و افراد ديگر عمل نكند و يا برخلاف گمان خود، رفتار ديگران را حمل بر صحت نموده، بهگونهاى مثبت تفسير و توجيه نمايد و بر پايه همان تفسير هم با آنها برخورد كند، هم در امور شخصى و هم در امور اجتماعى متضرر مىگردد. فرض كنيد مىخواهيد با كسى دوست شويد، حال اگر قرار باشد به صرف مشاهده اين كه او نماز مىخواند، روزه مىگيرد، فلان عمل خير را انجام مىدهد و... با وى طرح دوستى بريزيد و تنها به همين اعمال خوبى كه انجام مىدهد، اكتفا كنيد و گمان بد دربارهاش نبريد و دوستى خود را با او دوستى واقعى قرار دهيد و اموال و اعتبار و... خود را به او بسپاريد، شايد متضرر شويد و بعد از مدتى معلوم شود كه وى آدم متقلبى بوده است و
[١] الميزان، ج ١٨، ص ٤٨٣.