پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - معيار انتخاب دوست
مىبارد و در صورت و لباسش شرارت جلوهگر است، هرگز يك دوست خوب و ايدهآل نيست. معاشرت با او نه تنها انسان را به ياد خدا نمىاندازد، بلكه اگر كسى را به ياد شما بياورد، جز شيطان نخواهد بود. وقتى هم صحبت مىكند از هر چيزى غير از امور مفيد صحبت مىكند؛ مثلا دايماً مىگويد: فلان چيز گران شده، فلان كالا ارزان شده، فلانى فلان كار را كرده و فلان كس آنگونه رفتارى را مرتكب شده است. گاه غيبت مىكند و گاه از ديگران عيبجويى مىنمايد و... . حرفهاى خوب و ايدهآل او اين است كه بگويد: «چه جنسهايى گران و چه چيزهايى ارزان شده است»، «امروز نمى شود زندگى كرد»، «زندگى خيلى سخت شده است»، «كرايه خانه زياد سنگين شده است» و... اما اين كه اين سخنان چه اندازه ياد خداوند را در دل ما زنده مىكند و... هرگز مطرح نيست. رفتار او هم همينطور است و حتى وضعيتى ناگوارتر از اين دارد؛ مثلا دايماً به دنبال اين است كه كارى بكند تا درآمد بيشترى داشته باشد و زرق و برق زندگىاش را بهتر نمايد و لذايذ مادىاش را هر چند از راه گناه و نامشروع بيشتر كند. همواره به فكر اين است كه دكوراسيون خانه و مدل ماشين را عوض كند و... رفتار او هم ناگوار و همانند افكارش پريشان است. چنين شخصى حتى اگر دستش به آن آمال دنيوى نرسد، ولى از آنجا كه فكرش به آن آمال دنيوى آلوده است، اندك اندك همين افكار در رفتارش نمودار مىگردد و كردار او را نيز متأثر مىسازد. پس اگر مىخواهيم رفيق انتخاب كنيم بايد بر اساس اين معيار انتخاب كنيم. يعنى كسى را به عنوان دوست انتخاب كنيد كه شما را به هدف الهى نزديك مىكند و كمك مىنمايد تا راه خدا و صراط مستقيم را طى كنيد و به بيراهه نرفته، انحطاط پيدا نكنيد.
شبيه اين بيان با لحن ديگرى در اين كلام اميرالمؤمنين(عليه السلام) آمده است كه حضرت(عليه السلام)بعد از تأكيد به داشتن رفيق خوب، مى فرمايد: يكى از بهترين بهره هاى انسان در زندگى، داشتن رفيق خوب است. رواياتى به اين مضمون وجود دارد كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله)مى فرمايند: اِذا اَرادَ اللّهُ بِعَبْد خَيْراً جَعَلَ لَهُ وَزيراً صالحاً اِنْ نَسِىَ ذَكَّرَهَ و اِنْ ذَكَر اَعانَه[١]؛ هرگاه خداوند خير و خوبى بنده اى را بخواهد، براى او هم نشين صالحى را قرار مى دهد كه اگر (خدا) را فراموش كند، به يادش مى آورد و آن گاه كه به ياد خداست او را يارى مى كند. اگر خدا براى بنده اى خيرخواهى
[١] بحارالانوار، ج ٧٧، ص ١٦٤، روايت ٢.