پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٣ - حقيقت زندگى دنيايى در فرهنگ انبيا
دريغ داشته شده و ناديده انگاشته شده است. «تكليف» براى انسان امروزى واژهاى ناآشنا و غريب است. امروزه ما نهتنها در پى شناخت تكاليف خود در برابر خدا نيستيم؛ بلكه حتى از خدا نيز حقوق انسانى خود را مطالبه مىكنيم!
ريشه اين تفكر در تلقى خاص فرهنگ غرب از هستى، خدا و انسان نهفته است و با مقايسه اين دو نوع بينش مىتوان به اختلاف عميق فرهنگ انبيا و آنچه فرهنگ غرب القا مىكند، پى برد. به هر حال فرهنگ مادّى الحادى هميشه وجود داشته و خواهد داشت. تا شيطان هست اين فرهنگ هم وجود دارد و نزاع بين فرهنگ الهى انبيا با فرهنگ شيطان، كه در فرهنگ امروز غرب متجلى است، براى هميشه باقى است. به همين دليل اگر روز و شب با فرهنگ انبيا ارتباط داشته باشيم، باز هم كم است؛ چون القائات فرهنگ شيطانى غرب دست از سر بشر برنخواهد داشت.
حقيقت زندگى دنيايى در فرهنگ انبيا
بنيان اختلاف اين دو فرهنگ بر نگرش آنها به عالم استوار است كه يكى آغاز و انجام زندگى را در همين دنيا مىبيند؛ ولى قرآن تأكيد مىكند كه در واقع زندگى آدمى در اين دنيا مانند زندگى جنين در داخل رحم است. انسان براى رسيدن به آن دنيا مىبايد مانند جنين، چندى در اين عالم زندگى كند تا زمان ورود به عالم ديگر فرا برسد؛ همانگونه كه يك جنين بايد مدتى در شكم مادر بماند تا به مرحلهاى از رشد برسد و لياقت تولد و ورود به دنياى ديگر را پيدا كند. البته فرق ما، در اين عالم، با جنين داخل رحم در اين است كه جنين در رحم از خود اختيارى ندارد و شرايط طبيعى و قوانين تكوينى او را به مرحله ورود به دنياى ديگر مىرساند؛ اما در رَحِمِ دنيا، بايد خودمان تلاش كنيم و رشد نماييم، تا لياقت لازم را كسب كنيم و آن گاه در عالم رحمت الهى متولد شويم. درواقع زندگى ما از اين جا شروع مىشود؛ لذا كسانى كه مىپندارند زندگى، محدود به حيات در اين دنياست، وقتى پاى به عرصه آخرت مىگذارند، مىگويند: يَالَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى.[١] نكته قابل توجه اين است كه در اين آيه مباركه خداوند نمىفرمايد:
[١] فجر (٨٩)، ٢٦.