پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - مفهوم نهى از حالات روحى
بنابراين از بين دو معناى ارائه شده براى عبارت شريف لا يَغْلِبَنَّ عَلَيْكَ سُوءُ الظَّن، صحيحترين مفهوم اين است كه بگوييم: از اين كه سوء ظن بر شما غالب گردد بپرهيزيد! مبادا كه سوء ظن به صورت يك صفت ثابت براى شما درآيد و نسبت به همه بدگمان گرديد! البته اين معنا با ذيل اين عبارت هم سازگارتر است كه مىفرمايد: فَاِنَّهُ لا يَدَعُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ صَديقِ صَفْحا؛ اگر بدگمانى غالب گرديد ديگر بين هيچ دوستى جايى از صميميت و صفا باقى نمىماند يا طبق نسخه ديگر كه مىفرمايد: «صلحاً»؛ يعنى بين هيچ كس صلح و صفا باقى نمىگذارد و باعث مىشود كه آدم با همه قهر و به همه بدبين باشد.
مفهوم نهى از حالات روحى
ذيل موضوع سوء ظن در آيات و روايات مباحث اساسى فراوانى مطرح شده است. در قرآن كريم سوء ظن يكى از صفات اخلاقى مذموم به شمار آمده و صريحاً مورد نهى واقع شده است: «ياَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنوُاْ اجْتَنِبُواْ كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم[١]. در اين آيه مبارك از سوء ظن به عنوان اثم و گناه بزرگ ياد شده است. همين طور روايات بسيار زيادى در اين زمينه بيان شده است كه جملگى آنها سوء ظن را يك معصيت مىشمارند.[٢] بنابراين جاى هيچ شكى نيست كه سوء ظن از جمله صفات مذموم است و اسلام چنين حالت روحى و ويژگى اخلاقى را نمىپذيرد. اما در اين جا سؤالها و ابهامهايى وجود دارد؛ مثلا يكى از آن ابهامها اين است كه حالات و روحياتى همانند ظن و گمان يا وهم و شك و يا حتى يقين، حالات نفسانى هستند و حالات نفسانى هم تحت اختيار آدمى نيستند تا مورد امر و نهى واقع شوند، پس چگونه آدمى از آنچه تحت اختيارش نيست نهى شده است!؟ به عبارت ديگر اين امور، حالات نفسانى هستند كه در شرايط خاصى خود به خود بروز مىكنند؛ يعنى آنگاه كه زمينه يقين براى انسان فراهم شود خود به خود به يقين دست مىيابد و نمىتواند يقين نداشته باشد و آن هنگام كه زمينه يقين فراهم نيست، خود به خود زمينه بروز شك فراهم مىشود و نمىتواند شك خود را برطرف سازد و اصلا نمىتواند شك نكند. در مورد ظن ـ چه حسن ظن و چه سوء ظن ـ
[١] حجرات (٤٩)، ١٢. [٢] ميزان الحكمه، ماده ظن.