پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٥ - خطر و حذر
خطر و حذر
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
ولا تَخُنْ مَنِ ائْتَمَنَكَ و إِنْ خانَكَ، وَ لا تَذَعْ سِرَّهُ وَ إِنْ أذاعَ سِرَّكَ، وَ لا تُخاطِرْ بِشَىْء رَجاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ وَاطْلُبْ فَإِنَّهُ يَأْتيكَ ما قُسِّمَ لَكَ، والتّاجِرُ مُخاطِرٌ؛
خيانت مكن به كسى كه تو را امين دانسته است، گرچه او خيانت كند! راز او را فاش مساز، هرچند او سرّ تو را فاش سازد! به اميد [رسيدن به] بيشتر خطر را بر خود مپذير! تو در پى طلب روزى باش كه همانا آنچه مقدّر شده است، به تو خواهد رسيد! سوداگر [ى كه در پى كسب مىباشد] خويش را به خطر افكنده است.
در شرح و تفسير وصيتنامه حضرت على(عليه السلام) به امام حسن(عليه السلام) به اين بخش رسيديم كه آن حضرت(عليه السلام) به يكى از عامترين ارزشهاى اخلاقى در نظام ارزشى اسلام مىپردازند؛ به اين معنا كه بسيارى از اعمال پسنديده و ارزشى، شروطى دارد كه وقتى آن شرايط فراهم نباشد، ارزشمندى آن اعمال هم باقى نخواهد ماند. اگر چه بسيارى از اعمال خوب و پسنديده در ظاهر به صورت مطلق مطرح مىشوند و ارزش عام و كلى دارند، ولى موارد استثنايى براى آنها وجود دارد؛ مثلا همه ما مىدانيم «راست گفتن» از نظر اسلام بسيار خوب است، اما مواردى پيش مىآيد كه نبايد راست گفت و حتى بايد دروغ گفت. اگر جان مؤمنى در خطر باشد و با يك دروغ نجات پيدا مىكند در اين جا دروغ گفتن واجب است. پس با اين كه راست گفتن يك ارزش عام در نظام ارزشى اسلام است، ولى گويا موارد استثنايى نيز وجود دارد. گاه بر عكس، عملى كه از آن نهى گرديده و به طور مطلق انجام آن عمل كارى بد و زشت تلقى شده است، در مواردى جايز تلقى مىگردد؛ مثلا بدرفتارى و كتكزدن به هيچ كس جايز نيست و كارى بسيار