پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩ - گذر زندگى
اينروست كه آن حضرت(عليه السلام) در بخش اوّل، اين دستورهاى عملى را بيان نفرمودند؛ بلكه بعد از بيان دو بخش پيشين و زمينهسازى لازم، وارد قسمت سوم وصيتنامه كه به صورت عباراتى كوتاه و كلماتى قصار بيان شده است، مىشوند؛ عباراتى كه هر كدام خود گنجينهاى گرانبهاست كه دنيايى از معانى را در خود نهفته دارد.
اينك به شرح و بررسى قسمت سوم اين پندنامه الهى يعنى دستورهاى عملى كه در قالب عبارات كوتاه و كلمات قصار بيان شده است مىپردازيم. البته اين سخنان، گرچه كوتاه است و ليك عمقى بىمنتها دارد كه دست فكر غواصان حقيقت از رسيدن به ژرفناى آن كوتاه است. اين واقعيت مسلم، بهانه به دست گروهى از دانشمندان داده است تا با ارائه توضيحى كوتاه از كنار اين درياى حكمت عملى عبور و كمتر در عمق آن غور نمايند؛ در حالى كه همين حقيقت عدهاى را به شرح مبسوط و بسيار گسترده و توضيح آن فرامين فراخوانده است. در كنار اين دو روش راه سومى را انتخاب مىكنيم كه حد اعتدال بين اين دو باشد؛ يعنى نه خيلى وسيع و پردامنه به شرح و تفسير عبارات و مقدمات و مؤخرات آن مىپردازيم. و نه به بيانى ساده و ترجمهاى ابتدايى و گذرا اكتفا مىكنيم؛ بلكه بين اين دو روش، روش اعتدال را برگزيده، به تفسير و توضيحى گويا از اين درهاى ثمين مىپردازيم.
گذر زندگى
از آنجا كه يكى از بهترين راههاى بيان يك مطلب ـ كه گويا با طبيعت انسان نيز عجين گشته است ـ استفاده از تشبيه و تمثيل مىباشد، حضرت على(عليه السلام) نيز از اين شيوه بهره مىگيرند و در قالب يك تشبيه و تمثيل ضمنى، زندگى انسان در اين دنيا را به مسافرى كه در حال سفر است، تشبيه مىفرمايند و در پرتو اين تشبيه بديع، نكات بسيار لطيفى را بيان مىنمايند. بدين معنا كه انسان بر اساس شهود، تعبد، علم و مشاهده و... پذيرفته است كه روزى از اين خانه ويران دنيا خواهد رفت و زندگى وى در اين دنيا در حقيقت، شبيه يك سفر است، اما با سفرهاى معمولى تفاوت دارد. ما در سفرهاى معمولى، در اتخاذ تصميم براى سفركردن، كيفيت سفر، زمان و مكان توقف يا حركت، انتخاب مسير، زمان استراحت و... جملگى آزاد بوده، به انتخاب و