پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - كجا گذشت و كجا انتقام؟
بخل باشد. يعنى در حالى كه هر دو عامل در انسان وجود دارند شما بايد سعى كنيد تا گرايش به بذل و عامل بخشش بر عامل بخل و امساك پيروز شود و شما بهجاى بخل ورزيدن، با بخشش، به حل مشكلات مالى انسانهاى ديگر همّت گماريد.
بذل محبت يا بخل از مهربانى؟
بىترديد تمام خدماتى كه مىتوان ارائه نمود، خدمت مالى نيست و همين طور مشكلات به وجود آمده نيز هميشه ناشى از كمبودها و نيازهاى مادّى و مالى نيست. گاهى با صحبتكردن، مشكلاتى را مىتوان حل كرد كه بهيقين با پول قابل حل نيست. فرض كنيد صميميت بين دو دوست به سبب عوامل روحى و روانى، قدرى كمرنگ شده و محبت آن دو نسبت به هم كممايه گرديده است. در اينجا ممكن است با پيشقدم شدن يكى از طرفين و عذرخواهى و ابراز محبت، اين رابطه دوباره تقويت شود و آن صميميت و گرمى سابق به كانون رفاقت بازگردد. روشن است كه اثر اين عمل بسيار بيشتر از كمك مالى به او است. به هرحال موارد مختلف و فراوانى وجود دارد كه پول اصلا كارگشا نيست ولى تدابير ديگرى وجود دارد كه راهگشاست؛ مثلا ابراز محبت و نيكى در حق دوست، هرگز با خدمات مالى قابل مقايسه نيست. در واقع اين اعمال يك نوع فضل و احسان تلقى مىگردد و در برابر، خوددارى از اين كارها، تنآسايى و خودگزينى تلقى مىگردد. در اينباره امام على(عليه السلام) مىفرمايند: مبادا قدرت شما بر بذل و احسان كمتر از قدرت شما برخوددارى و خودگزينى باشد.
كجا گذشت و كجا انتقام؟
آنچه تاكنون گفته شد در واقع مسايل مربوط به معاشرت و حفظ روابط دوستانه و برادرانه بود. حال به بررسى و بيان وظايف انسانى و اسلامى خود به هنگام كمرنگ شدن دوستىها و رقيقشدن رفاقتها، مىپردازيم.
گاهى شرايطى پيش مىآيد كه آدمى در عالم رفاقت و معاشرت با بىوفايى يا حتى ظلم از جانب دوستش مواجه مىشود. حال در اين شرايط چه بايد كرد؟ وظيفه انسانى و اسلامى ما چيست؟