پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٤ - برگى از تاريخ
پنجاه سال پيش از آن، سياستمداران انگليس تصريح كرده بودند كه تا قرآن در ميان مردم رواج دارد، نمىتوان بر آنها مسلط شد. لذا با طراحى و نقشهاى حساب شده قرآن را از دست مسلمانان گرفتند؛ تا جايى كه حتى معلمان مدارس از روخوانى آن ناتوان بودند. در همين باره لطيفهاى را به اين صورت نقل مىكنند كه قرآن را جلوى معلمى گشودند و سوره «يس» را آوردند و از او خواستند كه بخواند. آن معلم اينگونه خواند: بسم الله الرحمن الرحيم، يِسْ؛ يعنى ياسين را «yes» خواند. به هر حال گرچه اين يك لطيفه است اما از يك واقعيت تلخ حكايت دارد.
در زمان ما هم دولتهاى استعمارى و به خصوص شيطان بزرگ به اين نتيجه رسيدهاند كه تا ولايت فقيه در ايران اسلامى حاكميت دارد، اين دولتها و دستنشاندگانش نمىتوانند بر اين كشور حاكم شوند؛ لذا مىگويند بايد ولايت فقيه را از مردم گرفت و آنها را از محور ولايت دور ساخت تا به اهداف خود برسيم.
برگى از تاريخ
بايد توجه داشته باشيم كه جدا كردن مردم از ولايت فقيه، مشكلتر از حذف قرآن از ميان آنها نيست. جداكردن اين ملت از قرآن كار آسانى نبود و كسى جرأت نداشت به مردم بگويد قرآن نخوانيد؛ ولى آنها نقشه كشيدند و در يك طرح درازمدت، بعد از سالها موفق شدند. البته امروز مشاهده مىكنيد كه به بركت انقلاب اسلامى بچههاى پنجساله، حافظ تمام قرآن هستند؛ در حالى كه در آن روزگار معلمان سى يا چهلساله روخوانى قرآن را بلد نبودند. آنها چنان طراحى كردند كه آرام آرام قرآن را از برنامهها حذف نمودند و آنقدر درسهاى جنبى ديگر براى محصلان در نظر مىگرفتند كه فرصت پرداختن به قرآن را نداشتند. حال گمان مىكنيد جدا كردن مردم از ولايت فقيه مشكلتر از جداكردن آنها از قرآن كريم است؟!
بيست سال طراحى و برنامهريزى كردهاند تا ولايت فقيه را از جامعه اسلامى بگيرند و متأسفانه تا حدودى نيز موفق شدهاند. حداقل جرأت چنين جسارتى را پيدا كردهاند كه آن را در دانشگاهها مطرح كنند. حتى به دانشجويان گفتند ولايت فقيه دليلى ندارد جز آنكه از نظر