پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٢ - منبع تغذيه دل
هيزم احتياج دارد، دل آدمى نيز به كمك ادب روشنى و فروزش پيدا كند و قوى مىگردد. آتش با هيزم برافروخته مىماند و دل، با ادب. در اينجا به قرينه مقام، از آنچه بايد به دل ارايه نمود تا دل تقويت شود و آثار خود را به ظهور برساند به «ادب» تعبير شده است. البته «ادب» معانى و استعمالات مختلفى دارد كه به برخى از آنها اشاره خواهيم كرد.
منظور از «ادب» چيزهايى است كه باعث حُسن رفتار انسان مىشود؛ يعنى به آنچه آدمى جهت حسن و زيبايى رفتارش مىآموزد، ادب اطلاق مىگردد. «تأديب» هم از همين مادّه است. پس اگر مىخواهى دلت مثل آتشى كه مشتعل است و روشنى مىبخشد، برافروخته و روشن باشد، بايد آن را با حُسن سلوك و رفتار حكيمانه تغذيه نمايى والاّ فعاليتها و برافروختگى خود را از دست مىدهد.
منبع تغذيه دل
قلب در اصطلاح قرآن و روايات، آن عضو صنوبرى كه معمولا در طرف چپ سينه واقع شده است، نيست. منظور از قلب آن قوه و نيرويى است كه درك مىكند و مركز احساسات و عواطف است. اگر موارد استعمال قلب را در قرآن كريم بررسى كنيم، دست كم دو ويژگى براى قلب به دست مىآوريد: يكى اين كه حقايق را درك مىكند، چيزهايى را مىفهمد و مىبيند. ديگر اين كه احساسات و عواطفى دارد و حالاتى نظير رحمت، قساوت، عطوفت، خشونت، مهربانى، درشتى و... به قلب نسبت داده مىشود.
معادل «قلب» در فارسى همان لفظ «دل» است كه در نثر و نظم فراوان به كار برده مىشود؛ مثلا وقتى مىگويند: «دلت را پاك كن»، «دل نورانى داشته باشيد»، «دل گنجينه معرفت و خانه محبت است» و...، در همه موارد، منظور همان چيزى است كه در عربى به آن «قلب» يا «فؤاد» گفته مىشود.[١]
با عنايت به اين كلام حضرت(عليه السلام)، قلب، قوهاى در درون انسان است كه براى افروختن، روشن شدن، گرمى دادن و نور بخشيدن آمادگى دارد؛ ولى اين كارها خود به خود انجام
[١] براى توضيح بيشتر ر. ك: مصباح يزدى، محمدتقى؛ اخلاق در قرآن.