پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٧ - معيار رعايت حقوق ديگران در اخلاق
اين نيست كه فرزند هم حقى بر پدر داشته باشد و چنين حقى را براى فرزند هم قايل شويم. در اين موارد در حالى كه پدر از دنيا رفته و ديگر نمىتواند كارى براى فرزند خود انجام دهد، بر فرزند خود حق دارد؛ يعنى فرزند نسبت به پدر عهدهدار وظيفهاى است كه بايد انجام دهد؛ مثلا بايد نمازهاى قضا شده پدر را به جا آورد يا حقوق اخلاقى و استحبابى ديگرى بر عهده فرزند قرار مىگيرد كه لازم است انجام دهد؛ مانند اين كه براى پدر خود خيرات انجام دهد. چنين حقوقى، حقوق يكطرفه هستند؛ لذا حتى در زمان فوت پدر كه وى در قيد حيات نيست اين حقوق وجود دارند. اينگونه نيست كه حق پدر در صورتى ثابت باشد كه فرزند هم بر پدر حقى داشته باشد و او نيز حق فرزند را رعايت كند؛ بلكه اگر پدر كافر مشرك يا حتى فاسق باشد، حقوقى بر فرزند خود دارد كه مىبايد ادا گردد؛ مثلا اگر پدر مشرك باشد و فرزند خود را به شرك دعوت كند، فرزند نبايد در پذيرش شرك از او اطاعت كند؛ اما مىبايد وظيفه فرزندى را ادا نمايد و حق پدر را رعايت كند؛ مثلاً به او بىاحترامى روا مدارد. قرآن كريم مىفرمايد: وَ وَصَّيْنَا الاِْنْسَنَ بِوَلَدِيْهِ حُسْنًا؛[١] و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند. در جاى ديگر مىفرمايد: وَ إِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَصَحِبْهُمَا فِى الدُّنْيَا مَعْرُوُفًا؛[٢] اگر والدين تلاش كردند تو را مشرك سازند، قبول نكن؛ اما: و صَحِبْهُمَا فِى الدُّنْيَا مَعْرُوفًا؛ در زندگى دنيا با آنها خوشرفتار باش. لذا اگر فرزندى مؤمن، پدرى كافر داشته باشد و پدر هرگز حق فرزند را رعايت نكند، فرزند مىبايد احترام پدر را رعايت نمايد. اين حق، در ظاهر، حقى يكطرفه است و اينگونه نيست كه در صورتى رعايت حق پدر واجب باشد كه پدر نيز حق فرزند را رعايت نمايد.
معيار رعايت حقوق ديگران در اخلاق
در هر حال با صرف نظر از برخى حقوق، مانند حق پدر و مادر، در بسيارى از موارد، ضرورت رعايت حق ديگران، بهخصوص حقوق اخلاقى، منوط به اين است كه طرف مقابل نيز تا
[١] عنكبوت (٢٩)، ٨. [٢] لقمان (٣١)، ١٥.