پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٩ - نه هر جوينده، يابنده است
سرخورده مىگردد. اين وضعيت، باعث مىشود كه جرأت اقدام به هيچ كارى را پيدا نكند و با خود بگويد: در فلان مورد وارد عمل شدم، به نتيجه نرسيد؛ پس معلوم مىشود كه من هيچگاه موفق نمىشوم و به تعبير عوام من شانس ندارم و به هر درى بزنم به رويم بسته مىشود. در اينجا براى جلوگيرى از يأس و نااميدى كه از رهگذر ناكامىها بر زندگى انسان سايه مىافكند، مىفرمايد: اين گونه نيست كه هر كس هر اقدامى كند، حتماً به هدفش برسد تا اگر به هدفِ خود نرسيديد تعجب كنيد و خود را ناتوان شماريد. طبيعت كار دنيا بهگونهاى است كه گاهى انسان اقدام مىكند و به نتيجه مىرسد و گاهى نيز به نتيجه نمىرسد. انسان نبايد آن قدر به نتيجه كار دل ببندد كه اگر موفق نشد، نااميد و سرخورده گردد. بايد اقدام نمايد و اميدوار باشد كه به نتيجه مىرسد؛ ولى متوجه باشد كه ممكن هم هست نتيجه ندهد. وعده موفقيت به نفسدادن باعث مىشود كه اگر موفق نشد، مأيوس و سرخورده شود. نظير اين كه گاهى آدمى مسيرى را انتخاب مىكند و صد در صد مطمئن و خاطر جمع است كه مسيرى صاف، هموار و مستقيم است كه هيچ دستاندازى ندارد؛ در اين حال اگر مختصر پستى و بلندى و دستاندازى پيش بيايد، چون خلاف انتظار وى بوده و براى آن برنامهريزى نكرده است، ممكن است در اثر همين اندك گودى به زمين بخورد و پايش بشكند. اما اگر در ذهنش تصور راهى پر از دستانداز و فراز و نشيب نقش بسته باشد، اگر به گودى و دستاندازى برخورد نمايد، مىتواند خودش را كنترل كند؛ چون در ذهنش وجود چنين حوادثى را پيشبينى كرده و براى مواجهه با آن خود را آماده ساخته و برنامهريزى نموده است.
در امور زندگى نيز وضعيت به همين شكل ترسيم مىگردد. اگر انسان اينگونه تصور كند كه به هر كارى كه اقدام مىنمايد، حتماً بايد موفق شود، اگر در يك يا چند مورد موفق نشد مأيوس و نااميد شده، سرخوردگى پيدا مىكند و چه بسا اصلا از زندگى هم دلسرد گردد. بسيارى از افرادى كه به پوچگرايى و افكار باطل از اين نوع گرفتار شدهاند، به خاطر همين ذهنيت نابجا بوده است كه در همه موارد انتظار موفقيت داشتهاند. چون به اميدهاى خامى دل بسته بودند كه به آنها نرسيدند، دچار سرخوردگى شدند و به آشفتگى روحى و روانى مبتلا گرديدند. اما وقتى انسان توجه داشته باشد و بداند كه در هر كار حتماً به نتيجه نمىرسد، ديگر از فعاليتهاى