پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - منبع تغذيه دل
نمىگيرد و احتياج به نيرو و تغذيه دارد. همان طور كه بدن ـ به خصوص در سنين طفوليت و جوانى ـ آمادگى رشد دارد، ولى خود به خود رشد نمىكند و احتياج به تغذيه دارد تا رشد نمايد، قلب هم آمادگى درك حقايق و ابراز احساسات و عواطف را دارد، ولى بايد تغذيه شود و غذاى سالم به آن برسد. قلب آدمى همانند چراغ است كه براى روشنى بخشيدن بايد از يك مادّه انرژىزا تغذيه كند. اگر لامپ، نور مىبخشد از اين روست كه به يك مركز انرژى متصل مىباشد و از آن تغذيه مىكند. قلب انسان نيز اين چنين است كه آمادگى درك حقايق و بيان احساسات و عواطف را دارد، ولى در صورتى كه از غذاى سالم تغذيه بشود. از اين روى بايد انرژى لازم را براى قلب تأمين كرد تا دو فعاليت عمده خود را انجام دهد والاّ بدون منبع انرژى، خاموش خواهد شد.
نكته ديگرى كه از اين كلام نورانى حضرت على(عليه السلام) استفاده مىشود اين است كه اگر مىخواهيم آتش دل هميشه روشن و آماده پذيرش حقايق و اظهار عواطف باشد بايد به كمك چيزى كه قابليت و توان انرژىزايى دارد، انرژى قلب تأمين گردد. هر چيزى نمىتواند تأمين كننده انرژى قلب باشد، همانگونه كه اگر آب يا سنگ در آتش بريزيم، در اشتعال آن هيچ اثرى ندارد. اگر چيزى را در قلب قرار دهيم كه به جاى شعلهورسازى، آن را خاموش و نابود مىسازد، نبايد انتظار فعاليت از آن داشت. اين چنين نيست كه هر چه به دل وارد مىشود به نفع دل باشد و هر معلوماتى كه به دل عرضه كنيم موجب تقويت احساسات و باعث رشد و كمال دل شود. چه بسا تغذيه از مواد مسموم باشد كه موجب فساد و نابودى قلب گردد و يا فعاليت آن را كند نمايد. پس بايد قلب را با چيزى تغذيه نمود كه با كمال و تعالى آن تناسب دارد و موجب رشد آن مىشود. از همين رو بايد غذا و مواد انرژىآفرينِ قلب را خوب شناخت؛ غذاهايى كه به محض رسيدن به دل موجب برافروزى رشد و كمال آن مىشوند. اين غذا همان چيزى است كه حضرت(عليه السلام)آن را «ادب» مىنامند. منظور از ادب چيزهايى است كه دانستن آن موجب حسن رفتار آدمى و نيكى معاشرت مىگردد و در حسن سلوك مؤثر مىافتد. انسان بايد چيزهايى را بياموزد و بر قلبش عرضه كند كه موجب حسن رفتارش مىگردد و به وى كمك مىكند تا كارهاى خوب انجام دهد و از كارهاى بد پرهيز نمايد. اگر دايماً اينگونه