پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - آفت دوستى
مبتلا گردد، ديگر رفيق شفيق و دوست صميمى براى او باقى نخواهد ماند: فَاِنَّهُ لا يَدَعُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ صَديق صُلْحَا؛ اگر بدبينى روحيه غالب آدمى شود ديگر نمىتواند نسبت به كسى صفا، صميميت، خوشبينى و گذشت داشته باشد. چون نسبت به همه و در تمام كارهايش سوء ظن دارد، ديگر جايى براى گذشت و صميميت و دوستى باقى نمىماند. اينجاست كه زندگى براى او جهنم مىشود و به هيچ كار دنيا و آخرتش نمىرسد. انسان هم در امور دنيا به دوستانى كه مورد اعتماد باشند و در زندگى به وى كمك كنند احتياج دارد و هم در امور اخروى به نصيحت، موعظه، پند و راهنمايى آنها اعتماد داشته باشد.
اگر بنا باشد انسان، هيچ كس را قبول نداشته باشد و به هيچ كس اعتماد نكند، قبل از هر شخصى خود وى ضرر مىكند. چون نسبت به همه بدبين است، با هيچ كس نمىتواند گرم بگيرد و رفاقت و دوستى داشته باشد و وقتى با هيچ كس رفاقت نداشته باشد، از اكثر و يا تمام نعمتهاى دنيا محروم مىشود. اگر حساب كنيم، مىبينيم كه بسيارى از نعمتهاى دنيا ـ چه مادّى و چه معنوى ـ در اثر رفاقت براى ما پيدا مىشود؛ مثلا همكلاسى، همبحثى، هم اتاقى، هم حجرهاى و استاد و... در موفقيتهاى تحصيلى مؤثرند. يا شريك، همكار و كاسبهاى ديگر و... در موفقيتهاى كارى ما مؤثرند و تا به آنها اعتماد نكنيم، زندگى بسيار سخت و دشوار مىگردد. محروم شدن از دوست، بزرگترين بلاست.
در ضمن مباحث گذشته روايتى را نقل كرديم كه حضرت(عليه السلام) مىفرمودند: بعد از معرفت خدا هيچ نعمتى گواراتر، پاكتر، شريفتر از دوست خوب نيست. اگر انسان نسبت به همه سوء ظن داشته باشد، هيچ وقت دوست پيدا نخواهد كرد و از بالاترين و برترين نعمتهاى خداوند سبحان محروم خواهد شد و چه بسا اين بدگمانى كار وى را به جاهاى باريك بكشاند و زندگى را براى وى دشوار سازد.
البته در مقابل فرار از دوستى و صميميت، مشكل ديگر در مورد دوستى اين است كه انسان به آسانى، به همه اعتماد پيدا كند. نتيجه چنين سهلانگارى اين است كه زود فريب مىخورد و گاه به انواع مفاسد اخلاقى، اجتماعى و اعتقادى و... مبتلا مىشود؛ مثلا در امور مالى، ازدواج، فعاليتهاى اجتماعى و اقتصادى و حتى دينى و اخلاقى به دليل خوشبينى بيش از حد دچار