پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩ - معيار معاشرت پسنديده
تعابيرى همچون: ... اَحَبُّ الاُْموُرِ اِلَيْكَ اَوْسَطُها فِى الْحَقِّ...[١] و خَيْرُ النّاسِ فِىَّ حالاً الَنمَطُ الاَوْسَطِ فَاَلْزِموُه[٢]. همانگونه كه بيان شد مىتوان اين روايات را تنها نشانهاى بر رعايت اعتدال به عنوان يك معيار تلقى نمود والا به عنوان دليل قطعى كفايت نمىكنند.
به هرحال بعد از معينشدن هدف زندگى بايد جهت رسيدن به آن هدف، از اميال استفاده كرد و در حد اعتدال و به شكل صحيح از آنها بهره گرفت تا هدف مورد نظر، تأمين و تحصيل گردد وگرنه ره به تركستان مىبريم.
معيار معاشرت پسنديده
دانستيم كه تنها تكيه بر اعتدال، سعادتآفرين نيست. در اثبات اين سخن، همين بس كه اگر آدمى بىهدف و يا در پى اهداف باطل ميانهروى پيشه نمايد، هرگز به حق و مقصود ايدهآل نخواهد رسيد. از اين رو بايستى اين حركت معتدل، داراى هدفى صحيح باشد. آدمى اگر هدف زندگى را نيك تشخيص دهد و در بهرهگيرى از اميال، راه اعتدال را پيش گيرد، مظفر است والا نه اعتدال تنها در نيل به سعادت كفايت مىكند و نه صرف تشخيص صحيح هدف، ما را به آن مىرساند.
بعد از آن كه شيوه حركت به سمت هدف كه همان پيشهنمودن اعتدال باشد مشخص شد، اينك به بيان و بررسى هدف زندگى انسانى مىپردازيم.
در مورد انسان و هدف وى حداقل دو بينش وجود دارد: يكى عقيده افرادى كه انسان را مجموعهاى از امور پراكنده و داراى جوانب عديده مىدانند. معتقدان به اين انديشه مىگويند: انسان داراى ابعاد متعدد است؛ مثلا خوراك دارد، پوشاك دارد، معاشرت با همسر و فرزند دارد، درس خواندن دارد، كسب و كار دارد و...؛ يعنى مجموعهاى از امور مختلف كه هركدام از اينها مىتواند يك مقصد و مقصود خاص داشته باشد. البته اين امور مختلف هيچ ارتباطى با هم ندارند. گويا در اين بينش، انسان يك موجود نيست، بلكه چندين موجود با هم تركيب و يا
[١] نهج البلاغه، كتاب ٥٣. [٢] نهج البلاغه، خطبه ١٢٧: حال آن دسته درباره من نيكوست كه راه ميانه را پويند و از افراط و تفريط دورى جويند. پس همراه آنان رويد.