پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - معيار تنظيم روابط اجتماعى
عمل كند. از رهگذر همين دستور عام و فراگير است كه مىفهمد با تمام انسانها در هر سطح و طبقهاى از اجتماع چگونه رفتار كند. پس روشن شد كه چرا بهتر از اين نمىتوان سخن گفت. بهيقين معيارى جامعتر از اين گفته، براى تنظيم روابط اجتماعى وجود ندارد. جامعترين حكمت در مسايل اجتماعى و جامعترين دستور براى اخلاق اجتماعى همين سخن بىبديل است.
برخى روايات اين گونه رفتار با ديگران را از جمله حقوق مسلمانى و حقوق اهل ايمان نسبت به يكديگر شمردهاند كه البته در تبيين شرح اين قاعده اخلاقى معيارهاى مختلف ارائه شده است. حضرت صادق(عليه السلام) در روايتى مىفرمايند: «حق مسلمان بر مسلمان آن است كه خيرخواه او باشد.»[١] يا در جايى ديگر مىفرمايند: «حق مؤمن بر مؤمن آن است كه با او آنچنان رفتار نمايد كه براى خودش دوست مىدارد.»[٢] يا «هر مسلمانى نسبت به مسلمان ديگر چنين حقى دارد كه آنچنان عمل كند كه دوست دارد با او رفتار شود». شكل جامعتر اين سخن آن است كه هر انسانى مىبايد نسبت به انسان ديگر چنين حالتى داشته باشد؛ چه روابط انسانها با همديگر مراتب مختلف دارد. يك نوع از ارتباط، روابط مؤمنان با يكديگر است كه مرتبهاى خاص از محبت و علاقه را ايجاب مىكند، و يك نوع ارتباط، ارتباط مسلمانها با يكديگر است كه مرتبهاى ديگر را اقتضا مىكند. دامنه ارتباط مسلمانها با يكديگر قدرى جامعتر و وسيعتر از ارتباط مؤمنان است تا برسد به ارتباط بين همه انسانها. به هر حال ملاك همان است كه بيان آن گذشت؛ يعنى اين كه خود را به جاى طرف مقابل بگذاريم.
حال بعد از آنكه خود را به جاى طرف مقابل فرض كرديم، آنچه باقى مىماند اين است كه تا چه حد با طرف مقابل احساس همدلى و ابراز همدردى و دوستى كنيم؟ بىترديد ميزان دوستى و علاقه و همدلى افرادِ طرف معاشرت هميشه يكسان نيست. به بيان ديگر ما بايد با چه مبنا و ملاكى آنچه را براى خود مىخواهيم براى او نيز دوست بداريم؟
[١] كافى، ج ٢، ص ١٧١. [٢] بحارالانوار، ج ٧، ص ٢٣٨.