پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٠ - عنان دل
است يا خوب بودن آن نسبى است و در برخى مكانها و زمانها و براى بعضى افراد خوب است و در برخى مكانها و زمانها و براى برخى افراد ديگر خوب نيست. البته در نسبى بودن هم اتفاق نظر كامل نيست؛ بلكه در نسبىبودن اخلاق هم مذاهب و گرايشهاى متفاوت وجود دارد. بعضى مىگويند مقصود از نسبى بودن، آن است كه همه چيز از نظر خوب و بدبودن تابع مكان، زمان و شرايط است و هيچ خوب و بد مطلقى نداريم. چيزى در نزد عدهاى خوب و پسنديده است، در حالى كه افراد ديگر همان را بد مىدانند و نمىپسندند. كسانى كه آن را خوب مىدانند، براى آنها خوب است و كسانى كه آن را بد مىدانند، براى آنها بد است؛ يعنى هيچ معيارى براى تشخيص خوب و بد وجود ندارد. گروه ديگرى مىگويند يك معيار مطلق وجود دارد. البته آنهايى كه مىگويند اين معيار مطلق است، در برخى موارد دچار مشكل مىشوند؛ مثلا طبق اين نظريه اگر «راست گفتن» خوب است بايد در تمام حالات، مكانها و زمانها خوب باشد، در حالى كه مىگويند اگر به واسطه دروغ گفتن جان مؤمنى از دست ظالمى نجات پيدا مىكند، بايد «راست گفتن» را كنار گذارد و دروغ گفت. از نظر اسلام در اين جا بايد دروغ گفت و جان يك نفر را از دست ظالم نجات داد. همين موارد استثنايى باعث مىشود كه عدهاى گمان كنند اخلاق اسلامى يك اخلاق نسبى است؛ يعنى دروغ گاهى خوب است و گاهى بد. راست گفتن نيز گاهى خوب است و گاهى بد؛ در حالى كه هرگز چنين نيست. البته توجيه دقيق علمى اين بحثها بايد در جاى ديگرى انجام پذيرد و بيشتر مورد مداقه قرار گيرد و در اين مقام به توضيح اجمالى اكتفا مىكنيم.
در تبيين اينگونه اعمال بايد گفت: خوب يا بدبودن اعمال تابع يك سرى معيارهاى كلىتر است؛ مثلا خوب يا بدبودن «راست گفتن» يا «دروغ گفتن» تابع مصالح و مفاسدى است كه بر آنها مترتب مىگردد. اينگونه نيست كه «راست گفتن» هميشه و در همه جا به طور مطلق واجب و پسنديده باشد و يا دروغ گفتن به طور مطلق در همه جا حرام و بد باشد؛ بلكه شرايط و قيودى وجود دارد كه با آن قيود و شرايط، چيزى خوب يا بد شمرده مىشود. بعضى از فلاسفه بزرگ اخلاق كه اين گرايش را داشتند گمان مىكردند وقتى كه مىگوييم چيزى خوب است، ديگر هيچ استثنا ندارد؛ از جمله وقتى مىگوييم رفق، مدارا و ملايمت خوب است و يا