پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٩ - عنان دل
و به بعضى چيزهايى كه حلال هم هست نگاه نكنيم. آدمى به طور طبيعى به اين طرف و آن طرف نگاه مىكند و لذا اگر بخواهد خودش را كنترل كند خيلى دشوار است؛ چهبسا مثل اين باشد كه خود را زندانى كند. اگر بخواهيم به حرام مبتلا نشويم، بايد نگاه حلال خود را كنترل كنيم و كاملا بر خود مسلط باشيم؛ مثلا به عنوان يك تمرين بعد از نماز چند دقيقه نگاهت را پايين نگهدار و تعقيبات و تسبيحات را بخوان و دعا كن! با تمرين صبورى و بردبارى است كه انسان مىتواند قدرت پيدا كرده، بر خودش كنترل داشته باشد و اختيار دل خود را به دست گيرد. دل آدمى مثل اسب مهار گسيختهاى است و به هر طرف كه بخواهد مىرود و به هيچ روش و وسيلهاى نمىتوان افسارش را به دست آورد مگر از طريق صبر؛ يعنى اگر مىخواهيد قلبتان مهار شود و افسارش در اختيارتان بيايد بايد بر چيزهاى ناخوشايند صبر كنيد و اين صبر را بر خود تحميل نماييد. بايد تمرين كنيد و رياضت بكشيد و خواستههاى دل خود را محدود كنيد و بر آنچه ناخوشايند شماست، صبر نماييد.
افزون بر اين ناملايمات طبيعى و عادى كه مقتضاى زندگى دنيوى است، آدمى بايد در برابر سختىهايى هم كه ديگران ايجاد مىكنند تحمل داشته باشد. گاهى از برخى افراد حركاتى سر مىزند كه آدمى بايد آنها را تحمل كند و به اصطلاح به روى خودش نياورد. به خصوص اگر چنين اعمالى از يك فرد مؤمن سر بزند كه تحملنكردن آن مىتواند باعث خجالتزدگى وى شود. در اينجا با صبرنمودن بايستى آبرو و حيثيت وى را محفوظ نگه داشت. گاهى تحمل عملكرد ديگران ثوابى فزونتر از سالها عبادت را در پى دارد و در تكامل روحى و معنوى انسان مؤثرتر مىباشد. به هرحال صبر كردن بر چيزهاى ناخوشايند و به روى خود نياوردن و تحملكردن ناگوارىها و هموار نمودن آنها بر خود باعث مىشود كه انسان كمكم اختيار دلش را به دست بگيرد و بر خواهشهاى دل خود كنترل داشته باشد تا دل بوالهوس نشود.
و إِنْ كانَ الرِّفقْ خُرْقاً كانَ الْخُرْقُ رِفْقا. در ادامه، گويا حضرت(عليه السلام) به شكل فشرده و به صورت ساده به يك بحث مهم در فلسفه اخلاق اشاره مىفرمايند: آيا اخلاق نسبى است يا مطلق؟ مىدانيد كه يكى از مسايل مهم در فلسفه اخلاق اين است كه آيا اخلاق مطلق است يا نسبى؟ يعنى وقتى مىگوييم فلان چيز خوب است آيا هميشه و در همه جا و براى همه كس خوب