پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦ - آفت دوستى
اگر با وجود تكذيب گروهى از مردم در مورد شخصى كه سابقه آشنايى قبلى با او نداريم، با استناد به اين كه بايد به مردم حسن ظن داشت، وى را به منصب خطيرى بگماريم و دچار خسارت شويم، بايستى را سرزنش كنيم.
روايات زيادى مؤيد اين مطلب هستند كه ما اين حق و اجازه را نداريم كه شخصى را فاسق بشماريم و از عمق دل و انديشه خود، وى را فردى گناهكار، فاسق و متخلف بدانيم؛ ولى حسن ظن قلبى موجب حسن ظن عملى و سپردن مسؤوليت مهم به او نمىشود. از همين رو بايد به هنگام سپردن مسؤوليت، صلاحيت اخلاقى، علمى، اجتماعى و فردى و... احراز گردد. حسن ظن قلبى و ذهنى كه مورد عنايت و توصيه روايات است غير از حسن ظن عملى و حسن اعتماد عملى مىباشد كه بايد به هنگام سپردن مسؤوليتها احراز گردد؛ لذا حسن ظن قلبى مجوّز سپردن مسؤوليت به ديگران نمىشود.
آفت دوستى
افرادى در اثر عوامل خاصى دچار سوء ظن شديد مىشوند و بدبينى ملكه آنها مىشود و نسبت به هيچ كس اعتماد پيدا نمىكنند. گاهى انسان حالات غير طبيعى پيدا مىكند؛ مثلا دوستى داشته و مدتهاى طولانى با او رفاقت كرده و به او اعتماد نموده است، اما در يك آن، در اثر اعوجاج و انحراف تمام دوستىهاى طولانى را زير پا مىگذارد، خيانت مىكند و ضرر فراوان وارد مىسازد. اين جريان خاص باعث مىشود كه انسان نه تنها نسبت به آن شخص، بلكه نسبت به همه مردم بىاعتماد گردد. به هرحال يك ضرر خاص و يا يك فشار روحى، روانى، اقتصادى و اجتماعى و... و يا يك ناراحتى شديد موجب مىگردد انسان كنترل خود را از دست بدهد و نسبت به همه بدبين شود و بگويد: همه خائن هستند و در اين دنيا به هيچ كس نمىشود اعتماد كرد. اين حالت باعث مىشود كه انسان نتواند با مردم زندگى كند. به يقين اين كار و اين حالت، روحيه صحيحى نيست و چه بسا اين بخش كلام اميرالمؤمنين(عليه السلام) ناظر به چنين مطلبى باشد: لا يِغْلِبَنَّ عَلَيْكَ سُوءُ الظَّن؛ مبادا سوء ظن ملكه شما شده باشد؛ يعنى آدمى نبايد نسبت به همه مردم و نسبت به هر چيز بدبين و بدگمان شود كه اگر به اين حالت و روحيه