پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - مرز حسن ظن و سوء ظن
همان جايى كه مىداند جاى فساد است، بايد اجتناب كند؛ چون جوّ حاكم بر زمان، جوّ صلاح و خوبىهاست. در برابر، اگر در زمانى اكثر مردم فاسد بودند و يا جوّ و محيط آلوده بود، در آنجا ديگر نبايد انسان حسن ظن داشته باشد. اگر در آنجا حسن ظن داشته باشد فريب خورده است؛ فَقَدْ غَرَّرَ... .
پس اگر در روايات متعدد اخلاقى دستور داده شده كه نسبت به همه حسن ظن داشته باشيد، مقصود آن جامعهاى است كه جوّ حاكم آن، جوّ صلاح و اصلاح است؛ يعنى در آن زمان و محيطى كه اكثريت مردم صالح هستند، بايد به همه حسن ظن داشته باشيم. در برابر، در زمان و محيطى كه اكثريت مردم فاسدند نبايد حسن ظن داشته باشيم؛ بلكه بايد سوء ظن را مقدّم بداريم، مگر اين كه قراينى بر خلاف آن وجود داشته باشد. با اين بيان حضرت على(عليه السلام)بخش زيادى از سؤالها و ابهامها روشن و مرتفع مىگردد.
بعضى ديگر از بزرگان در مورد رفع اينگونه ابهامها و سؤالها مىفرمايند: مقصود از حسن ظن داشتن در امور اين است كه نسبت به انجام وظيفه خود آن شخص، حسن ظن داشته باشيد؛ يعنى اگر رفتارى را از كسى ديديد بگوييد او درست انجام داده و به وظيفه خود عمل نموده است؛ چراكه قضاوتها در مورد اعمال ديگران حداقل بر اساس دو زاويه ديد مىتواند شكل بگيرد:
١. از ديدگاه شرعى و اخلاقى به عمل او نگاه كنيم و آن را درست و صحيح تلقى كنيم؛ يعنى اگر بررسى مىكنيم كه آيا او اين رفتار را به شكل صحيح انجام داده است يا نه، بگوييم از نظر شرعى خطاكار نيست؛ چون عمل صحيح همين بوده است و يا اگر اشتباه كرده، معذور بوده و نفهميده است و به هرحال بهگونهاى نيست كه به خاطر اين اعمال او را فاسق بدانيم و مستحق سرزنش بشماريم. بنابراين بايد تا آنجا كه راه توجيه وجود دارد در قلب ودل خود حسن ظن داشته و عملكرد او را صحيح و درست بشماريد و اگر اشتباهى هم از او صادر شده است، بگوييد او به وجه صحيح انجام داده است و من اشتباه مىكنم. اگر هم يقين داريد كه اين كار خلاف از او سرزده است، بگوييد از روى علم و عمد مرتكب اين خطا نشده است.
روايات زيادى در اين زمينه از ائمه اطهار(عليهم السلام) نقل شده است؛ مثلا در كتاب شريف وسائل