پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨ - اعتدال در ارضاى اميال
ديگرى نمىبرد. اگر نگوييم همه اميال فطرى، شمشير دو لبه هستند كه هم مىتوانند وسيله خير باشند و هم وسيله شر، هم مىتوانند وسيله تكامل باشند و هم وسيله سقوط بىترديد، بيشتر اميال فطرى چنين حالتى را دارند كه از آن جمله ميل به معاشرت مىباشد.
پس در رفع اين ترديد و ابهام كه آيا بايد بناى زندگى را بر معاشرت بگذاريم و با همه انسانها رفاقت داشته باشيم يا انزوا و اعتزال اختيار كنيم و به طور كلى از ديگران دورى گزينيم، بايد گفت كه بنيان زندگى انسانى بر معاشرت با ديگران بنا شده است و ليك بايد عنايت داشت كه مقصود آن نيست كه به هر صورتى كه شد و با هركسى كه ميسر گرديد، معاشرت كنيم و هيچ قيد و شرطى در معاشرت نداشته باشيم و هيچ حد و اندازهاى را رعايت نكنيم. همانگونه كه هيچ قاعده و قانونى اقتضا نمىكند كه آدمى به طور كامل ترك معاشرت كند و از انسانها فرار نمايد، همان گونه اجازه نمىدهد تا باب معاشرت را به روى همگان بگشاييم و به هر شكلى و با هر كسى و به هر كيفيتى معاشرت داشته باشيم. هيچ كدام از اين دو روش افراط و تفريط صحيح نيست و بايد اعتدال را با رعايت شرايط آن برگزيد.
در بين علماى اخلاق، قانونى مطرح است كه مورد قبول حكماى اسلامى هم مىباشد و آن قانون، همان «اصل اعتدال» مىباشد. البته اگر چه مفهوم و مقصود آنها از معيار و ملاك اعتدال كاملا روشن نيست، ولى به طور اجمالى مىشود گفت اين معيار يك اصل صحيح و قابل قبول است. بعضى از علماى اخلاق پا را از اين حد فراتر نهادهاند و به تبع حكماى سابق يونان، به خصوص ارسطوييان، اعتدال را ملاك «خوب بودن» و «خير بودن» يك عمل مىدانند؛ بدين معنا كه مىگويند كار خوب آن است كه در آن از افراط و تفريط پرهيز شده باشد و در آن اعتدال و ميانهروى رعايت شده باشد. البته شايد نشود اين سخن را به طور كلى قبول نمود، ولى با وجود اين ـ اگر اعتدال، معيار نباشد ـ مىشود گفت نشانه بسيار خوبى براى تشخيص برخى اعمال پسنديده و نيك است كه موارد استثناى آن هم خيلى كم مىباشد. گويا رعايت اعتدال در تمام امور، خود عامل نيك شمردن و پسنديده بودن است.
شايان تذكر است كه در روايات اهل بيت(عليهم السلام) نيز عباراتى كه مؤيد اين مطلب باشد، بيان شده است؛ مثل اين حديث معروف كه امام كاظم(عليه السلام) مىفرمايند: خَيْرُ الْاُموُرِ اَوْسَطُها[١] و يا
[١] بحارالانوار، ج ٧٦، ص ٢٩٢.