پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٢ - ب) حسن يقين
مىشويم و گمان مىكنيم كه به وقوع پيوستن اين امور ناشى از نقص و كاستى در تدبير جهان است؛ ولى از وجود نظم و تدبير در كل نظام هستى درك مىكنيم كه مسايلى كلىتر و فراگيرتر وجود دارد كه ما از آنها غافليم، و در واقع هم نبايد از آنها مطلع باشيم؛ چون اينها وسيله آزمايش هستند و اگر آدمى آنها را بداند، آن آزمايش درست انجام نمىگيرد. شخص مؤمن به واسطه ايمان و حسن ظنّى كه به تدبير الهى دارد، مىداند اين حوادث عبث نيستند. نبايد پنداشت كه اختيار حوادث، از دست خداوند قادر متعال خارج شده و اين حوادث، خارج از تدبير الهى به وقوع پيوسته است. همچنين نبايد پنداشت كه خداوند سبحان مىخواهد مردم را به زحمت اندازد و آزار دهد. خداوند، رحيم و رئوف است؛ ولى اين حوادث تلخ و ناگوار، در كل نظام هستى ضرورت دارد و مىبايد واقع شود و ما چون نمىتوانيم مصلحت آن را درك كنيم، پذيرفتن آنها براى ما سخت مىآيد. اگر ما نيز مسايل كلى عالم هستى را درك مىكرديم، تمام اين پديدهها را ضرورى مىيافتيم؛ چه لازمه يك تدبير عاقلانه و حكيمانه تحقق چنين رخدادهايى است.
به هر حال اعتقاد به حكمت خداوند و مدبّرانه بودن افعال الهى و اين كه نظام خلقت بر محكمترين شكل استوار گرديده است، باعث مىشود تا آدمى در برخورد با حوادث ناگوار و غم و اندوه بىشمار، آرامش خود را از كف ندهد. به هر ميزان كه ما از حسن يقين و اعتماد به تدبير الهى برخوردار باشيم، آرامش بيشترى خواهيم داشت. كودكى را فرض كنيد كه در محيط خانواده به بيمارى مبتلا مىشود و مادر او را از تناول غذاهاى لذيذ منع مىنمايد. در اينجا كودك ناراحت شده گريه مىكند؛ چون مىپندارد مادر خيرخواه او نيست و اين ممانعتها خصمانه است. يا وقتى داروى تلخى در حلق او مىريزد، گمان مىبرد مادر با وى دشمنى دارد؛ يعنى به تدبير مادر اعتماد و حسن يقين ندارد. اما كمكم كه بزرگتر مىشود و مىفهمد كه خوردن اين داروى تلخ براى بهبود او ضرورى است، يا كمبود غذايى وى اين داروى تلخ جبران مىشود و اين كار مادر از روى محبت و نيكانديشى است، به تدبير مادر يقين پيدا مىكند و به كار او آفرين مىگويد و از خوردن تلخترين داروها نيز امتناع نمىكند. لذا مشاهده مىكنيم هر چه كودك رشد مىكند، مقاومت وى براى خوردن دارو كاهش مىيابد و راحتتر