پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٩ - مرز انسانيت و حيوانيت
از جمله عواملى كه انسان را در كشمكش اين نيروهاى متعارض يارى مىكند توجه به مبدأ هستى است. اگر انسان باور داشته باشد كه خداوند، هستىبخش عالم است و او مدير تمام امور ريز و درشت عالم وجود مىباشد و به او توكل نمايد، مىتواند راه هدايت را به سوى خود بگشايد. البته گاه با وجود اين باور، در مقام عمل دچار غفلت مىگردد و باورهاى خود را فراموش مىكند؛ اينجاست كه موعظه و شنيدن سخن معلمان اخلاق او را در جهت رهايى از گرايشهاى معارض يارى مىرساند. بنابراين نقش موعظه آن است كه باورهاى ثابت شده را در ذهن و دل آدمى زنده مىسازد و هميشه وجود آدمى را از ياد آنها سيراب مىكند و به وى اجازه نمىدهد كه به سهو، نسيان و فراموشى مبتلا گردد.
مرز انسانيت و حيوانيت
تفاوت اساسى حيوان و انسان در برخورد با اين گرايشها و اميال الهى در همين نكته نهفته است كه اميال اساسى و روحى در انسان قابل تقويت و تضعيف و تعديل است و آدمى به دست خود مقدمات اين تغييرات را فراهم مىسازد، ولى حيوانات به هيچ وجه از اين قابليتها برخوردار نيستند. در واقع انسانيت انسان در همين تفاوت به دست مىآيد كه او افزون بر خواستههاى مشترك حيوانى، برخى خواستههاى اختصاصى نيز دارد.
او مىتواند خواستههاى الهى و معنوى را بر خواستههاى مادّى و دنيايى ترجيح دهد و در تعارض بين آنها، خواستههاى مؤثرتر و مهمتر؛ يعنى اميال الهى و معنوى را مقدّم بدارد. از سوى ديگر مىتواند با بهرهگيرى از شيوههايى همچون موعظه، تحصيل، تعليم و تربيت و... به تعديل يا تقويت يا تضعيف خواستهها و اميال خود بپردازد؛ در حالى كه حيوانات از تمام اين مواهب محرومند. حيوان محكوم اين اميال است و از خود هيچ ارادهاى جز تن سپردن به گرايشهاى غريزى و فطرى ندارد؛ مثلاً به هنگام احساس گرسنگى سر خود را پايين انداخته، بدون اينكه بداند غذايش از كجا و چگونه آمده، تا آنجا كه احساس گرسنگى مىكند مىخورد. اگر انسان نيز اينگونه باشد ديگر تفاوتى با حيوان نخواهد داشت. جاى تعجب نيست كه قرآن مىفرمايد: وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الاَْنْعَمُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُم؛[١] كسانى
[١] محمد (٤٧)، ١٢.