پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٦ - برگى از تاريخ
همسايهمان، افغانستان داشته باشيم. مردم مسلمان افغان براى بيرون راندن قواى كفر و مبارزه با حكومت طاغوت جانفشانىها كردند تا در آن مبارزه پيروز شدند. سختىهايى كه مردم مسلمان افغان در مبارزه با طاغوت زمان خود متحمل شدند از سختىهايى كه ما در كشور ايران تحمل كرديم، هيچ كمتر نيست. اما آنهمه زحمت طاقتفرسا و خونهاى بر زمينريخته به كجا انجاميد؟ نزديك دو دهه است كه به جان يكديگر افتادهاند و به عنوان مسلمان از خون همديگر وضو مىسازند؛ چون در ميان آنها ولى فقيه كه محور و جهتدهنده تمام فعاليتهاست، جايگاهى ندارد. در كشور ايران به بركت اهلبيت(عليهم السلام) و فرهنگ خاص تشيع، موضوع ولايت فقيه، مسألهاى پذيرفته شده است. در كشور افغانستان چون بيشتر مردم سنّى مذهبند اصلاً با ولايت فقيه آشنايى ذهنى ندارند و آن را نمىشناسند؛ حتى به فرض پذيرش اين موضوع به عنوان قانون، كسى كه صلاحيت لازم را داشته باشد، وجود ندارد. خداى متعال به كشور ايران و شيعيان نعمتى داده كه مردى الهى، چون شمع، در ميان جمع خود دارند.
پس حتى اگر به اسلام اعتقاد نداشته باشند انصاف اين است كه اعتراف كنند ولايت فقيه يك موهبت الهى و ضامن سعادت جامعه است و اگر ما هم از اين نعمت الهى برخوردار نبوديم افغانستان ديگرى پيش روى داشتيم؛ چراكه اختلافات قومى در ايران كمتر از افغانستان نيست و تعداد اقوامى كه در ايران هستند از اقوام افغان بيشتر است. شاهد اين مدعا اختلافات اوايل پيروزى انقلاب است. اختلافات گروههايى چون خلق كرد، خلق تركمن، خلق عرب و خلق بلوچ و... كمتراز اختلافات فرقهاىِ موجود در افغانستان نبوده و نيست؛ اما آنچه تمام مردم ما را زير يك پرچم جمع كرده، رهبرى الهى است كه ما آن را ولايت فقيه مىناميم. اگر آن قدرت الهى نبود كدام قدرت حزبى و تشكيلاتى و... مىتوانست چنين وحدتى به وجود آورد؟ امروز برخى روشنفكران كشور، عاشق مملكتِ چندحزبى هستند و براى «پان كرديسم» و «پان تركيسم» و «پان عربيسم» تلاش مىكنند. عقيده ما در برابر، تقويت مبناى فكرى و عملىِ ولايت فقيه است. اين ناسپاسى است كه با سخنان بيهوده و عملكرد نادرست خود، پايههاى فكرى، اعتقادى و عملى ولايت فقيه را سست كنيم. بزرگترين