پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٥ - برگى از تاريخ
قانونى در قانون اساسى آمده است قانون اساسى نيز چون يك محصول بشرى است احتمال خطا در آن وجود دارد و راه مصونيت از خطا تغيير قانون است و فعلاً چون در قانون اساسى آمده است قبول مىكنيم والاّ اگر قانون اساسى بگويد ولايت فقيه لازم نيست آن را كنار مىگذاريم؛ چرا كه اعتبار ولايت فقيه وابسته به اعتبار قانون اساسى است! به تعبير واضحتر مشروعيت ولايت فقيه از قانون اساسى ناشى مىشود و با تغيير قانون اساسى، ولايت فقيه ديگر اعتبارى نخواهد داشت.
اينان چنين القا مىكنند كه گويا قانون اساسى وحى منزل است و از آسمان نازل شده و پشتوانه و اعتباردهنده ولايت فقيه است! در صورتى كه ولايت فقيه از اعتقادات مذهبى ما شيعيان است و اين ولىّ فقيه است كه به قانون اساسى اعتبار مىدهد. اگر امضاى ولىّ فقيه نباشد، نه قانون اساسى اعتبارى دارد، نه قوانين عرفى. آنچه ما را ملزم مىسازد تا در راه دين فداكارى كنيم و جان و مال و عمرمان را بدهيم، حكم ولىّ فقيه است؛ چه دستور او دستور دين و فرمان خداست. اگر در زمان طاغوت مردم به خيابانها مىريختند و سينههاشان را سپر گلولهها مىكردند، به خاطر فرمان نايب امام زمان(عليه السلام)بود امروز نيز براساس دستور ولىّ فقيه است كه براى هر گونه دفاع از اسلام و نظام اسلامى آمادهاند. مردم ما به استناد اينكه ولىّ فقيه، نايب امام زمان(عليه السلام) است و فرمان وى فرمان خدا و رسولالله(صلى الله عليه وآله) است اطاعت از وى را واجب مىدانند؛ وگرنه انسان با استناد به چه دليلى خود را به خطر بيندازد و ضرر و زيان مالى و جانى را پذيرا شود؟
دشمنان اسلام قبل از مسلمانان اهميت و جايگاه ولايت فقيه را فهميدند و براى كمرنگ نمودن آن برنامهريزى كردند كه چگونه آن را از جامعه اسلامى دور سازند. آنان تلاش مىكنند تا ضرورت ولايت فقيه را در اذهان مردم مخدوش كنند و فكر و قلب مسلمانان را از اطاعت او تهى سازند و متأسفانه در بسيارى از موارد نيز موفق شدهاند. امروزه ما مسلمانان مىبايد هوشيارتر از گذشته با اين ترفندهاى سياسى و فرهنگى برخورد كنيم و زمينه عقوبت الهى را فراهم نسازيم و خودمان را از نعمت بزرگ ولايت محروم نكنيم.
براى پىبردن به گوشهاى از اهميت اين نعمت كافى است، نظرى گذرا به اوضاع كشور