پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣ - زهد، آيين زندگى
در مقام شرح اين فراز از وصيتنامه مجدداً اين ادعا تقويت مىگردد كه مخاطب حقيقى اين پندنامه الهى تمام انسانها مىباشند، نه فقط امام حسن(عليه السلام)؛ بدين معنا كه اين قسمت از وصيت، خود شاهد و دليلى است بر ادعاى فوق؛ چراكه پرواضح است كسى مثل امام حسن(عليه السلام) كه امام معصوم است اصلا به دنيا توجه ندارد تا دل بردارد و اعراض كند. اين طرز بيان حضرت على(عليه السلام) كه مىفرمايند: اگر از حرف من پند گرفتى و آن را قبول كردى و نسبت به اين دنيا بىاعتنايى نمودى، درخواهى يافت كه حق دنيا همين است كه من گفتم و دنيا شايسته دل كندن است و بايد به آن بىاعتنا باشى و...، درباره شخصى مثل امام حسن(عليه السلام) جاى ندارد؛ يعنى معنا ندارد كه امام حسن(عليه السلام) از كلام اميرالمؤمنين(عليه السلام) پند نگيرند و به آن عمل نكنند يا آن را نشنيده بگيرند و با بىاعتنايى از آن بگذرند. پيداست كه مخاطب بودن امام حسن(عليه السلام) در واقع يك نوع مخاطبه از نوع خطاب صورى است و مخاطب واقعى، تمام مردم عادى هستند. اين كيفيت سخن گفتن، مصداق اين ضرب المثل است كه «به در مىگويم، ديوار تو بشنو»؛ يعنى كلام، مخاطبِ خود را پيدا مىكند. مخاطبِ ظاهرىِ حضرت على(عليه السلام)، امام حسن مجتبى(عليه السلام) مىباشند، اما مفاد سفارشها در خور مردم عادى است و براى آنها بيان شده است.
هدف اساسى حضرت(عليه السلام) از بيان حقيقت دنيا و آخرت و مشخص نمودن موقعيت دنيا و نسبت آن با آخرت همانا تبيين كيفيت رفتار آدمى در زندگى دنيوى است و مىفرمايند: اگر نصيحت من را قبول نمايى و نسبت به زندگى دنيا و متاع آن بىرغبت شده، زهد ورزى و دل به آن نبندى، همانا آنگونه كه سزاوار دنيا و شايسته آن است، عمل نمودهاى. گويا در برابر دنيا هيچ عملى جز زهد ورزيدن شايسته نيست و تنها يك عمل وجود دارد كه شايسته دنياست و آن؛ بىرغبتى به دنيا و متاع آن مىباشد و بس.
واضح است كه منظور از زهد در دنيا اين نيست كه آدمى در غار و يا جنگل و بيابان زندگى كند و از مردم كناره بگيرد، بلكه منظور اين است كه به دنيا دل نبندد، وگرنه زندگى كردن در اين دنيا وظيفه و يك عمل واجب است و كوتاهى كردن در انجام وظايف اين دنيا ـ چه فردى و چه اجتماعى، چه مادّى و چه معنوى ـ مذموم بوده و باعث هلاك ابدى او خواهد شد. بنابراين منظور اين نيست كه دنيا را رها كرده و در گوشهاى دور از ديگران زندگى كنيم، بلكه دل نبستن