پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - د) دورى از انتقام
موقعيتهاى مختلف آنها را تشخيص داد و رعايت كرد. مثلا يك راهِ آن خيرخواهى و راه ديگر احسان يا بذل و بخشش و محبت است؛ تا در او اثر گذارد و نظر او را نسبت به شما تغيير دهد. شايان ذكر است كه اين مسأله در مكتب قرآن اهميت خاصى دارد و در چندين آيه بيان شده است؛ مانند اِدْفَعْ بِالَّتِى هِىَ اَحْسَنُ السَّيِّئَة؛[١] سيّئه و بدى را با رفتار نيكو پاسخ دهيد؛ يا اِدْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌ حَمِيم.[٢]
در اين وصيت الهى نيز همانند قرآن كريم به صراحت تأكيد شده كه با دشمنانتان رفتار خوبى داشته باشيد تا دشمنى آنها به دوستى تبديل شود: وَخُذْ عَلَى عَدُوِّكَ بِالْفَضْلِ فَاِنَّهُ اَحْرى لِلظَّفَر؛ اگر به دشمنان خود احسان كنيد بهتر به مقصد مىرسيد، چراكه هدف و مقصد اين است كه جلوى دشمن سد شود و از ضررهايى كه از جانب وى متوجه مصالح مسلمانان است جلوگيرى گردد و مردم از خصومت وى در امان مانند و اين اهداف گاه با احسان به دست مىآيد و چه بسا به اين طريق بتوانيم از وى در راستاى اهداف پاك استفاده كنيم؛ يعنى نهتنها با احسان، خطر فرد را دفع مىكنيم، بلكه مصلحت مسلمانان را نيز جلب مىنماييم. پس يكى از راههاى دفع ضرر و خصومت آن است كه در برابر دشمنىِ افراد، با آنها دوستى كنيم. يعنى آزار و اذيت آنها را با احسان و فضل پاسخ دهيم؛ چه در برابر اين گونه افراد، با احسان بهتر و زودتر به مقصد مىرسيم.
البته معناى اين سخن شريف و قاعده اخلاقى اين نيست كه در برابر تمام افرادى كه رفتار خصمانه دارند با احسان و گذشت رفتار كنيم. يعنى اين سخن براى برخورد با همه مردم قابل اجرا نيست و كليت ندارد و با برخى از انسانها نبايد طبق اين قاعده عمل كرد. همانگونه كه گذشت بسيارى از قواعد اخلاقى و احكام شرعى و فقهى كليت ندارند بلكه برخى موارد از شمول آن خارج و استثنا شدهاند. يكى از موارد اين استثنا آنجايى است كه بين ملاك دو دستور اخلاقى تزاحم واقع شود. در اينگونه موارد تقدم با حكمى است كه اهميت بيشترى دارد. در دستورات اخلاقى نيز گاه رفتارى خاص اهميت يافته، يا در برابر فردى خاص، شكلى خاص از رفتار ضرورت مىيابد. در همين قاعده مورد بحث، گاه آدمى با دشمنى مواجه
[١] مؤمنون (٢٣)، ٩٦. [٢] فصلت (٤٧)، ٣٤.