پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - روابط اجتماعى
ضرر آنها براى يكديگر تا حدود زيادى تابع خواست و اراده آنهاست. همان گونه كه رشد و تكامل انسان، به خصوص در جنبههاى معنوى و روحى تابع ميل و اراده او است، نافع بودنش براى انسانهاى ديگر نيز تا حدود زيادى به اراده او بستگى دارد. لذا انسانها مىتوانند بهگونهاى زندگى كنند كه براى هم مفيد باشند و وجودشان براى يكديگر نعمت باشد و نيز مىتوانند به شكلى زندگى كنند كه موجبات زحمت و نقمت را براى هم فراهم سازند. اين انسان است كه با تصميم خود در هر لحظه مىتواند شكل اين ارتباط را تغيير دهد؛ همان گونه كه مىتواند نعمتهاى ديگر خدا را نيز به نقمت و بلا تبديل كند: اَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَاَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَار.[١]
در ميان موجودات عالم، انسان از يك ويژگى منحصر به فرد برخوردار است و آن، اين كه نافعبودن يا مضر بودن وى براى انسانهاى ديگر و حتى براى ساير موجودات، وابسته به ميل و اراده او است. چه خداوند سبحان انسان را مختار آفريده است؛ البته به وى دستور داده است تا مطابق الگويى رفتار نمايد كه براى ديگران مفيد و نافع باشد. انسان همان گونه كه دستور دارد خدا را پرستش كند تا به تكامل و تعالى برسد، در زندگى اجتماعى نيز بايد به شكلى رفتار كند كه براى ديگران مفيد باشد. به بيان بهتر، هدف اساسى و نهايى دستورات اجتماعى اسلام آن است كه انسانها براى همديگر مفيد باشند. در اين صورت آنها مىتوانند از نعمتهاى مادّى و معنوى خدا بيشتر استفاده كنند و راه تكامل و تقرب الى اللّه را در پيش گيرند.
انسان در يك محيط سالم بهتر مىتواند به تكامل بينديشد و سريعتر و بهتر مىتواند در اين راه قدم بردارد؛ اما زمانى كه در يك محيط ستيزهآلود و متشنج زندگى مىكند و افراد خانواده با يكديگر جنگ و دعوا دارند و همسايهها هميشه در حال نزاع و كشمكش باشند و اين شهر با آن شهر به جنگ و دعوا برخيزد، هرگز براى انسان زمينه رشد و تكامل فراهم نمىشود. در چنين محيطى تمام نيروهاى انسان صرف حل و فصل ستيزهگرىها مىشود و ديگر فرصتى براى پرداختن به اهداف حياتى و ايدهآل نخواهد ماند و چهبسا آدمى دچار سير قهقرايى مىشود. پس بايد زندگى اجتماعى با آرامش، عدالت، نظم و احترام متقابل توأم باشد تا انسانها بتوانند در پرتو آن به سوى تكامل و تعالى گام بردارند.
[١] ابراهيم (١٤)، ٢٨.