پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٩ - آز و طمع، عمل نابخردانه
ارزشى اسلام، عامترين ارزشها «امانتدارى و درستكارى» است، سخن گزافى نگفتهايم. وَلا تَخُنْ مَنِ ائْتَمَنَكَ وَ اِنْ خانَك؛ كسى كه تو را امين شمرد و امانتى را به تو سپرد، به او خيانت مكن، هر چند كه او به تو خيانت كرده باشد. وَ لا تَذَعْ سِرَّةُ وَ اِنْ اَذاعَ سِرَّك؛ سرّ او را فاش نكن، هر چند او سرّ تو را فاش نموده باشد. پس در امانتدارى، اصل «مقابله به مثل» جارى نيست.
آز و طمع، عمل نابخردانه
دستور اخلاقى ديگرى كه در زندگى همه انسانها ـ اعم از مؤمن و غير مؤمن ـ معتبر است، پرهيز از طمع و آز مىباشد كه خود، دستور اخلاقى مفيد و آموزندهاى است. در بسيارى از موارد آدمى از روى حرص و طمع، منافع قطعى خود را به اميد رسيدن به منافع مظنونِ بيشتر رها مىكند؛ در حالى كه اين عمل هيچ وجه عقلايى ندارد. متأسفانه نه تنها امروز نمونههاى زيادى از آن را مىشناسيم، بلكه خود نيز فراوان به آن مبتلا هستيم؛ مثلا بسيارى از افراد به محض اين كه مىشنوند فلان جنسى قرار است گران شود، تمام دار و ندار خود را مىفروشند تا آن جنس را بخرند و انبار كنند و به محض گران شدن، آن را بفروشند. بىترديد اين عمل كارى زشت و نكوهيده است كه زشتى آن براى اهل ايمان، مضاعف تلقى مىگردد. اين عمل بسيار زشت، در واقع به نوعى نشانه عدم اعتماد به خداست كه جز حرص و آزمندى هيچ عنوان ديگرى ندارد. اين عملكرد علاوه بر قباحت اخلاقى و گاه حرمت فقهى، از نظر عقلا نيز عملى ناپسند است كه هيچ مجوّز عقلايى ندارد. به تعبير ديگر گاه آدمى بر اساس يك قاعده عقلايى و بر مبناى محاسبات صحيح به كارى اقدام مىكند و متاعى را مىدهد تا به منفعت بيشترى دست يابد، در اين صورت هيچ ايراد و عيبى بر وى وارد نيست؛ چون عملى را انجام داده است كه همه انسانها در مسير زندگى بهتر انجام مىدهند و زندگى صحيح جز اين نوع كارها نيست؛ مثلا كشاورز دانه هايى كه در دست دارد روى زمين مىريزد تا محصول بيشترى از زمين بردارد. چيز نقدى را رها مىكند و در زمين مىريزد به اميد اين كه محصولى برداشت كند. واضح است كه اين كار، عملى عقلايى و صحيح است و راه محصول برداشتن همين است كه تا نكارد، نمىدروَد. انسان زحمت مىكشد به اميد اين كه مزد بگيرد، و در مسير كسب معاش